تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
و در 6209 [ بعد از هبوط آدم عليه السّلام ] كه پنج سال از بعثت گذشته باشد ولادت با سعادت حضرت فاطمه عليها السّلام واقع شد به نحوى كه در باب دوّم بيايد آن شاء اللّه تعالى .

[ درآمدن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم به شعب ]

و در 6210 حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم به شعب درآمد . و مجمل آن چنان است كه چون مشركين نگريستند كه مسلمانان را پناه جايى مانند حبشه به دست شد ، هر كس از مسلمين بدان مملكت سفر كردى ايمن گشتى ، و هم آن مردمان كه در مكّه سكون دارند در پناه ابو طالب‌اند ، و اسلام حمزه نيز ايشان را تقويتى شد ، انجمنى بزرگ كردند و تمامى قريش بر قتل پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم هم دست شدند . چون ابو طالب بر اين انديشه آگهى يافت آل هاشم و عبد المطّلب را فراهم كرد و ايشان را با زن و فرزند به درّه‌اى كه شعب ابو طالبش گويند جاى داد ، و اولاد عبد المطّلب مسلمان و غير مسلمانشان از بهر حفظ قبيله و فرمانبردارى ابو طالب در نصرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم خوددارى نكردند ، جز ابو لهب كه سر برتافت و با دشمنان ساخت . و ابو طالب به اتّفاق خويشان خود به حفظ و حراست رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم پرداخت و از دو سوى آن درّه را ديده‌بان بازداشت و فرزند خود على عليه السّلام را بسيار شب به جاى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم خفتن فرمود . و حمزه همه شب با شمشير بر گرد پيغمبر مىگشت . چون كفّار قريش اين بديدند و دانستند كه بدان حضرت دست نيابند چهل تن از بزرگان ايشان در « دار النّدوه » مجتمع شدند و پيمان نهادند كه با فرزندان عبد المطّلب و اولاد هاشم ديگر به رفق و مدارا نباشند ، و زن بديشان ندهند ، و زن از ايشان نگيرند ، و بديشان چيزى نفروشند ، و چيزى از ايشان نخرند ، و با آن