[ اظهار دعوت ]
و در 6207 اظهار فرمود رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم دعوت خود را از پس آن كه مدّت سه سال حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم مردمان را پنهانى دعوت مىفرمود ، و گروهى روش آن حضرت را گرفتند و ايمان آوردند جبرئيل اين آيهء مباركه آورد :
فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ .
« 1 »
امر كرد آن حضرت را كه آشكارا دعوت كند . پس آن حضرت به كوه صفا بالا رفت و مردم را انذار كرد . و شرح دعوت آن حضرت مردم را به دين مبين و خواندن قرآن مجيد بر ايشان و اذيّت و آزارهايى كه به آن حضرت رسيد خارج از اين مختصر است . و ما در نوع پنجم از معجزات آن حضرت اشاره كرديم به آنچه مناسب اينجا است ، به آنجا رجوع شود .
و از آن سوى كفّار قريش در رنج و شكنجه مسلمانان سخت كوشيدند و بدان كس كه قدرت بر زحمت او نداشتند به زبان زيان مىكردند و هر كه را قوم و عشيرتى نبود به عذاب و عقاب مىكشيدند و در رمضاء مكّه به گرسنگى و تشنگى بازمىداشتند ، و زره در تن ايشان مىكردند ، و به توقّف در آفتاب حكم مىدادند چندان كه از پيغمبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم تبرّى جويند .
فقير گويد : كه در ذكر اصحاب پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم در ذكر عمّار اشاره خواهد شد به صدمات و اذيّتهاى كفّار قريش بر مسلمانان .
[ هجرت اصحاب به حبشه ]
و در 6028 هجرت اصحاب پيغمبر عليه السّلام به حبشه واقع شد . چون مسلمانان از شكنجهء كفّار قريش سخت به ستوه شدند و با ظلم كفّار قريش صبر نتوانستند ، از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم دستورى طلبيدند تا به شهر ديگر شوند . حضرت ايشان را
هامش
( 1 ) سورهء حجر ، آيه 94 .