تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
و حارث به قيس ماهى شورى خورد و آن قدر آب خورد كه مرد . « 1 »

سيّم : راوندى و غير او از ابن مسعود روايت كرده‌اند كه :

روزى حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم پيش كعبه در سجده بود و شترى از ابو جهل كشته بودند ، آن ملعون فرستاد بچه‌دان شتر را آوردند و بر پشت آن حضرت افكندند ، و حضرت فاطمه عليها السّلام آمد و آن را از پشت آن حضرت دور كرد و چون حضرت از نماز فارغ شد فرمود كه : خداوندا ! بر تو باد به كافران قريش و نام برد ابو جهل و عتبه و شيبه و وليد و اميّه و ابن ابى معيط ، و جماعتى كه همه را ديدم كه در چاه بدر كشته افتاده بودند . « 2 »

چهارم : ايضا راوندى روايت كرده است كه

حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم در بعضى از شبها در نماز سورهء
تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ
« 3 » تلاوت نمود ، پس گفتند به امّ جميل خواهر ابو سفيان كه زن ابو لهب بود كه : ديشب محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلم در نماز بر تو و شوهر تو لعنت مىكرد و شما را مذمّت مىكرد آن ملعونه در خشم شد ، و به طلب آن حضرت بيرون آمد و مىگفت : اگر او را ببينم سخنان بد به او خواهم شنوانيد و مىگفت : كيست كه محمّد را به من نشان دهد ؟ چون از در مسجد داخل شد ابو بكر به نزد آن حضرت نشسته بود گفت : يا رسول اللّه ! خود را پنهان كن كه امّ جميل مىآيد مىترسم كه حرفهاى بد به شما بگويد . حضرت فرمود كه : مرا نخواهد ديد چون به نزديك آمد حضرت را نديد و از ابو بكر پرسيد كه : آيا محمّد را ديده‌اى ؟ گفت : نه پس به خانهء خود برگشت . پس حضرت باقر عليه السّلام فرمود كه : خدا حجاب زردى در ميان حضرت و او زد كه
هامش
( 1 ) ناسخ التواريخ ، ج 5 ، ص 148 - 149 ؛ تفسير القمى ، ج 1 ، ص 378 ؛ مجمع البيان ، ج 3 ، ص 346 ؛ تفسير طبرى ، ج 7 ، ص 551 - 553 ؛ الاحتجاج طبرسى ، ج 1 ، ص 511 - 513 . ( 2 ) الخرائج و الجرائح ، ج 1 ، ص 51 ؛ بحار الأنوار ، ج 18 ، ص 57 ، ح 12 ؛ دلائل النبوة ، ج 2 ، ص 279 ؛ صحيح مسلم ، ج 3 ، ص 1419 ، ح 108 و 109 ؛ صحيح بخارى ، 18 ، 11 طبق نقل الخرائج ( پاورقى ) . ( 3 ) سورهء مسد ، آيهء 1 ؛ دلائل النبوة بيهقى ، ج 2 ، ص 195 ؛ الارشاد ، ج 1 ، ص 87 .