تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب مرتضوى ( فارسي ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
خواجهء متوفى در اين دو غلام امر توان كرد اما به حسب الشّرع قتل اين غلام نتوان تجويز نمود . اولى آن است كه در خدمت غلامى كه عقد دختر بر او مقرر شده ، باشد كه اين نيز قايم مقام قتل است . حسب الفرموده ، خليفهء زمان همچنان مقرر داشته ، در ميان دو ابروى وى بوسه داده گفت : يا ابا الحسن ، حق تعالى عمر را بىتو در دنيا ندارد . و خلايق چون اين نوع فراستى معاينه كردند ، جمله به مدح و منقبت امير زبان گشوده گفتند : صدّق رسول اللّه ، آنچه در شأن على بن ابيطالب فرموده . »

منقبت :

هم در كتاب مذكور از امام جعفر صادق - عليه السّلام - مروى است كه گفت : « يكى را در زمان ابو بكر آوردند كه خمر خورده بود . ابو بكر از وى پرسيد ، او اقرار نموده گفت : حرمت خمر به موجب نصّ بر من ظاهر نشده بود . اكنون اى خليفهء زمان ، مثل تو تايب شدم كه ديگر مرتكب نشوم . حاضرين گفتند : عذرى كه مىكند سزاوار حد 9524224 خ 0 11 خ است و مقرر شد كه آنچه حدّ خمر بود بر وى اجرا كنند . پس آن شخص نزد امير المؤمنين رفته گفت : يا امير المؤمنين ، من اصلا از اين معنى خبر نداشتم كه خمر از محرمات است و مىخواهند حدّ خمر بر من زنند . امير المؤمنين به خليفهء عهد گفته‌اى فرستاد كه همراه اين مرد يكى را بكنيد كه در ميان مهاجر و انصار گرداند و بگويد كه از كسى آيهء تحريم خمر استماع نموده و اگر شنيده باشد به درستى كه حدّ خمر بر او خوانده ، بر اين اجرا كنند و اگرنه هيچ لازم نيايد . چون او را گردانيدند ، هيچ يكى نگفت كه آيهء تحريم خمر بر او خوانده باشد . پس مقرر شد كه بر او هيچ لازم نمىشود . »

منقبت :

هم در كتاب مذكور مسطور است كه : « در زمان عمر بن الخطاب طفلى متولد شد كه دو بطن و دو سر و دو بينى و دو دهن و چهار چشم و چهار دست داشت ، اما در اعضاى سفلى كمى و زيادتى نرفته بود . بعد از چند روز از تولدش پدر او كه از تجاران سره بود ، فوت شد . پس بعد از دفن و عزا در ميان وارثان اختلاف افتاد در اين‌كه به اين طفل دو حصه مىرسد يا يك حصه . بعد از گفتگوى بسيار به دار الشّرع آمده ، صورت حال به خدمت خليفه عيسى مقال معروض داشتند . خليفه بلاتأمل به يكى از اصحاب گفت : اين مجمع را به اين مبحث 0624224 خ 0 12 خ به ملازمت امير المؤمنين برده ، مسئلت اين حلّ مشكل غريبه مىكن . چون به خدمت امير المؤمنين آمده ، صورت حال معروض داشتند ، امير بىشايبهء تفكر و تأمل فرمود : در وقتى كه اين طفل خواب و گريه مىكند ملاحظهء اين معنى كنيد كه يكى در خواب است و يكى بيدار و يا هر دو در خواب ، و يا يكى خاموش است و