راه راست نرفته . عمر گفت : يا ابو الحسن ، بر اين مرد چرا حد مىفرمايى ؟ امير المؤمنين تبسم نموده گفت : مگر اين حديث از آن سرور نشنيدهاى كه گفت : « من دخل امرأته فى الدّبر اكبّه اللّه فى النار . » يعنى هركه نزديك شود با زن خود از راه دبر ، پس خداى - عزّ و جلّ - او را نگونسار در آتش دوزخ افكند . نيز فرمود : « من دخل امرأته فى الدّبر بعثه اللّه يوم القيمة و هو انتن من الجيفة . » يعنى هركه با زن خود دخول كند از راه پس ، برانگيزاند او را حق سبحانه روز قيامت و او گندهتر از مردار باشد . چون خليفهء زمان اينچنين موعظه از امير المؤمنين استماع نمود گفت : صدقت يا ابو الحسن . خداى تعالى عمر را در دنيا بىتو ندارد . »
و بعد از بيان اين قضيه مخدوم جهانيان گفت : « از اينجا لازم نيايد كه دبر هم حرث باشد ؛ حرث همان قبل است ، مثلا اگر دانه بر كوه يا بر زمين خراب يا سنگلاخ افتد و برويد ، عجب نباشد ليكن او را كشت نام نكنند . بنابراين قول امير المؤمنين مناقض قرآن مجيد نباشد كه :
فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ . »
1524224 خ 0 3 خ
منقبت :
در لطايف الطّوايف مسطور است كه : « در صحاح اخبار به تواتر ايراد يافته كه روزى سيّد كاينات با اصحاب مستطاب خود خرما تناول مىفرمود . بر سبيل مطايبه هستههاى خرما پيش امير المؤمنين مىگذاشت و به موجب اشارهء آن سرور ، صحابه نيز متابعت مىنمودند . بعد از فراغ تناول روى به اصحاب كرد و پرسيد : در ميان شما خرما كه بيشتر خورده ؟ گفتند : يا سيّد المرسلين ، فمن كثر نواته فهو اكول ؛ هركس را كه هسته بيشتر ، بسيار خورده است .
امير المؤمنين در جواب گفت : من اكل مع النواته فهو اكول ؛ نه چنين است ، بلكه هركس با دانه خورده باشد بيشتر خورده . آنگاه آن سرور فرمود : مشكل است از برادر من سخن را پيش بردن ؛ زيرا كه من مدينهء علم و او در آن مدينه [ است . ] »
منقبت :
هم در كتاب مذكور از كشف الغمّه منقول است كه : « روزى ابو بكر صديق و عمر بن الخطاب و امير المؤمنين على - عليه السّلام - بر منوال سير به هم پياده مىرفتند . چون شيخين طويل بودند ، از راه طيب با امير گفتند : يا على ، انت بيننا كالنّون فى لنا . يعنى اى على ، تو در ميان ما هر دو مانند نونى در لنا . امير المؤمنين در جواب گفت : « لو لا انا بينكما لكنتما لا » .
يعنى اگر من در ميان شما نباشم هر دو لاييد » .