تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب مرتضوى ( فارسي ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥

باب دهم در فراست و كياست امير المؤمنين - كرّم اللّه وجهه 9424224 خ 0 1 خ - و ما يتعلّق بها

در ملفوظات قدوهء محققان ، مخدوم جهانيان - قدّس سرّه - مسطور است كه : « در زمان با برهان خلفاى ثلاثه - رضى اللّه عنهم - چهل و چند مسأله است كه حلّ آن جز به فراست امير المؤمنين صورت نبست . » بنابراين فقير مؤلف به اهتمام از جمله اعداد مذكور چند مسأله از كتب معتبره انتخاب نموده ، در اين مجموعهء محموده ثبت نموده ، از آن جمله چندى در باب علم و خوارق مسطور گشت و تتمه‌اى در اين باب تحرير نموده مىآيد .

منقبت :

در ملفوظ مخدوم مسطور است كه : « به اسانيد صحيحه به ثبوت پيوسته كه در زمان قدوهء اصحاب ، عمر بن الخطّاب در دار الشرع دو نفر آمده ، دعوى ميراث كردند . هر يكى به ديگرى مىگفت : تو زادهء پدر من نيستى و هيچ كدام را شاهدى موجود نبود . عمر گفت : در شرع شريف اين معامله بىشاهد تنقيح نپذيرد . آن هر دو نفر گفتند : يا عمر ، چون خليفهء زمانى پس همچو ما درماندگان بجز تو پناه كجا برند و به كه رو آورند ؟ خليفه بعد از استماع اين عرض بر سبيل مراقبه سر به گريبان تفكر فروبرده ، مدت مديد مراقب بود . پس سر برآورده به عمّار ياسر گفت : اى عمّار ، آنچه در شرع است به اين دو جوان خاطرنشان كن ؛ هركدام بر حق باشد ، دو گواه پيدا كند . عمّار گفت : يا ابا حفص ، در چنين مسايل مشكله رجوع به