تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب مرتضوى ( فارسي ) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
چون خرقوس بن زهير به روايت اكثر ذو الثّديه عبارت از اوست ، در سلك عظماى خوارج نهروان انتظام داشت و حديث مذكور بر آن طايفهء باغيه صادق مىآيد و مورخان ايشان را مارقين گويند و كيفيت خروج آن ملاعين چنان بود كه در آن اوان ابو موسى به جانب دومة الجندل مىرفت كه خرقوس بن زهير و زرعة بن مالك به عرض امير المؤمنين رسانيدند كه زمام حكم خداوند را به دست ابو موسى مده و از تحكم اجتناب نموده به اجتماع عساكر فرمان فرماى تا به اتفاق حرب اهل عناد و شقاق را وجههء همت سازيم . آن حضرت گفت : به مقتضاى آيات بيّنات كلام ربّانى وفا به عهد و پيمان ، از شرايط ايمان است و شيوهء عذر نقض ميثاق ، سبب ناخشنودى مهين متعال 6514224 خ 0 66 خ و من هرگز شكستن عهد روا ندارم و نقش اين امر مرقوم ، بر لوح خاطر نگذرانم . عبد اللّه بن الكوا و بعضى ديگر از اشقيا چون اين كلمات استماع نمودند ، آواز برآوردند كه : لا حكم الّا لللّه . ارسال ابو موسى بدومة الجندل گناه است ؛ از اين فعل توبه كن . حضرت ولايت‌مآب جواب داد كه : امر من و فعل خدا گناه نيست بلكه منشأ اين خيال فاسد ضعف و سستى رأى شماست ؛ زيرا كه در آن روز كه شاميان مصاحف بر رؤوس سنان بستند ، شما دست از حرب بازداشتيد . هرچند گفتيم اين حيله است كه معاويه و عمرو عاص جهت مخلص خويش انديشيده‌اند ، قبول ننموديد تا مهم به صلح انجاميد . زرعه گفت : اگر ابو موسى را از رفتن منع نكنى و دست از تحكم باز ندارى ، ما با تو قتال نماييم . امير المؤمنين - عليه السّلام - فرمود : مىبينم كه به نيزهء من كشته خواهى شد . جواب داد كه : مقصود من همين است . خرقوس گفت : بگو گناه شد ، توبه كردم . امير فرمود : از من گناهى صدور نيافته بلكه شما گناه كرديد . در اين اثنا شخصى معروض داشت كه : يا امير المؤمنين ، اين طبقه بسيار شده‌اند و داعيه دارند كه اگر از فرستادن ابو موسى تبرا ننمايى با تو حرب كنند . آن حضرت فرمود كه : من هم با ايشان جنگ كنم . در كشف الغمّه مسطور است كه : « قبل از انقضاى مدتى كه در صلح‌نامهء صفّين مكتوب بود ، دوازده هزار كس از خوارج در قريه‌اى كه او را حرورا گويند ، جمع آمدند . عبد اللّه بن الكوا را بر خود امير ساخته به مخالفت شاه ولايت مبادرت نمودند و امير المؤمنين نخست عبد اللّه بن عباس را نزد آن قوم فرستاده ، ايشان را به راه راست دلالت نمود . چون فايده بر ارسال ابن عباس مترتب نشد ، بنابر التماس ايشان به نفس نفيس بدانجا شتافت و عبد اللّه بن الكوا با ده كس از خواص خود به خدمت امير آمده ، نصايح سودمند و سخنان دلپسند شنود و دانست كه امير پس از انقضاى مدت موعود به محاربهء قاسطين توجه خواهد فرمود . با آن ده كس از مذهب خوارج رجوع نموده به موكب همايون پيوسته ، بقيهء خارجيان متفق شدند . » القصه ، چون خبر حكم حكمين بر نهج مسطور به كوفه رسيد ، ضلالت خوارج بيشتر شد
مناقب مرتضوى ( فارسي ) — صفحة 429 | محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )