تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب مرتضوى ( فارسي ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
شده گفتند : مقاتله بىرخصت امام جايز نيست . در ترجمه مستقصى مسطور است كه : « بعد از وقوع قضيهء شنيعهء مذكوره مردم متفرق به چهار فرقه شدند . زمره‌اى گفتند : لا حكم الّا اللّه ، ايشان را محكمهء خوارج خواندند و گروهى گفتند : ما كار اين دو مرد را به خدا بازگذاشتيم ؛ اين فرقه را مرحيه نام نهادند و جمعى اظهار كردند كه : اين تحكم به خطا بود ؛ و اللّه ما هيچ كس را به امامت و خلافت بعد از حضرت رسالت‌پناه احقّ و اولى بجز مرتضى على و آل او نمىشناسيم و تبرا مىكنيم از هركس كه غير ايشان باشد ؛ اين جماعت به رافضيه مشهور شدند . شيخ عطار اين بيت را از زبان اين جماعت گفته : بيت :
ز مشرق تا به مغرب گر امام است * على و آل او ما را تمام است
و طايفه‌اى گفته‌اند : بر ما واجب آن است كه كتاب ربّ الارباب را متابعت نماييم ؛ اين فرقه را معتزله نام نهادند . » القصه ، چون عمرو و ساير معاونان به دمشق رفته بر معاويه به خلافت سلام كردند و عبد اللّه بن عباس با اصحاب هدايت انتساب به كوفه آمده كيفيت حادثه معروض داشت ، به روايت مستقصى بعد از استماع واقعهء منكره امير المؤمنين - عليه السّلام - امر فرمود كه بر رؤس منابر خطبا زبان به طعن 5514224 خ 0 65 خ معاويه و اتباع او گشايند . و چون اين خبر به گوش معاويه رسيد ، امر نمود كه : امير المؤمنين و سبطين و ابن عباس و مالك اشتر و ساير اصحاب امير را بر منبرها ناسزا گويند .

منقبت :

در بيان احوال خوارج و كشته شدن اكثر ايشان از شمشير شير يزدان در صحيحين به روايت ابو سعيد خدرى مروى است كه : روزى حضرت مصطفى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - اموالى را كه على مرتضى از غنايم يمن فرستاده بود در ميان اقرع بن جانس و عتبة بن حصين قرازى و علقمة بن علامه و خرقوس عامرى و زيد بن حنبل قسمت مىفرمود . خرقوس بن زهير تميمى كه ملقب است به ذو الخويصره ، در آن مجلس حاضر بود . در اثناى تقسيم روى به آن سرور آورده گفت : اتق اللّه يا محمد . آن سرور اصحاب را مخاطب ساخته ، فرمود : به درستى كه از نسل اين لعين قومى پيدا شوند كه قرآن قرائت كنند و قرآن از حناجر ايشان تجاوز ننمايد و بكشند اهل اسلام را و بگذارند بندهء اصنام را و بيرون روند از دين ؛ چنانچه تير از كمان . اگر زمان خروج ايشان را دريابيد ، بكشيد ايشان را و مانند قوم عاد مستأصل گردانيد كه