زارى مىكرد و با كس سخن نگفت . به آخر دعا كرد كه : خداوندا ، مرا به كبر سن فرزندى ده كه به مناسبت حسين باشد و به قتل وى مبتلا گردان چنانچه محمّد و على و فاطمه و حسن عليهم السّلام را به قتل وى مبتلا كردى . و پيش از يحيى و حسين سميّى نبود اوّل اين اسمها بر ايشان افتاد خاص . و حمل يحيى و حسين شش ماه بود .
سعد گفت : پرسيدم چرا نشايد كه امّت اختيار كنند امام عليه السّلام را ؟ گفت : امام صالح يا فاسق ؟ گفتم : صالح . قائم فرمود : هر كس صلاح خويش داند . هيچكس صلاح ديگرى نداند كه در خاطر وى چيست . هر عاقل به صلاح و حال خود بصيرتر باشد از ديگرى . و نيز موسى با درجهء اصطفا و مكالمت با حق تعالى و نزول وحى ، از لشكر خويش هفتاد مرد اختيار كرد :
« وَ اخْتارَ مُوسى قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلًا لِمِيقاتِنا »
« 1 » إلى قوله تعالى :
« لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً »
. « 2 » و طنّ موسى عليه السّلام و اختيار او اصلح و اورع بوده باشد و موسى اختيار بهترين كند نه وسط يا بدترين . و آن هفتاد تن در نظر موسى عليه السّلام مختار نظر و لشكر وى بودند و مؤمنان ، وقت آخر منافق شدند تا حق تعالى صاعقه بديشان فرستاد و همه را بسوزانيد .
« فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ »
. « 3 » و به آخر گوسالهپرست شدند .
جايى كه مختار مثل موسى چنان بوده باشد ، دانى كه اختيار جايز الخطا چگونه بود و بر وى چه اعتماد باشد . پس بايد كه حق تعالى اختيار كند كه طاهر و باطن بندگان داند .
« وَ اللَّهُ يَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ »
. « 4 » و از
هامش
( 1 ) - اعراف ( 7 ) / 155 .
( 2 ) - بقره ( 2 ) / 55 .
( 3 ) - بقره ( 2 ) / 55 .
( 4 ) - بقره ( 2 ) / 220 .