سرختر از ياقوت و شيرينتر از عسل .
گفتم : يا بن رسول اللّه ، مخرج و منبع اين از كجاست ؟ گفت : اين از جويهايى است كه حق تعالى در قرآن ياد كرده و وعده فرموده به بندگان خويش . و بر كنار جوى درختان ديدم حوران در وى آويخته و اناها به دست گرفتهاند چون اناهاى دنيا بلكه احسن از آنها . امام اشارت به جاريه كرد كه آب به وى دهد . چون ميل كرد ، درخت نيز با وى ميل كرد ، به امام آب داد . ثانيا اشارت كرد كه به من دهد . همچنين ميل به من كرد آب به من داد . هرگز از آن خوشتر چيزى نخورده بودم . بوى مشك از آنجا مىآمد . چون نگاه به آب كردم بر سه لون يافتم ؛ دو كنارهء آن سفيد و ميان آن سرخ . پس گفت : اين جوى شيعهء ماست . چون بميرد ، روح وى اينجا آورند و در اينجا خرامد . و اگر دشمن ما بود ، به دوزخ برند به حميم و زقّوم .
ابو جعفر منصور لعين به حسن بن زيد والى حرمين فرستاد كه : سراى امام جعفر بن محمّد صلّى اللّه عليهما را بسوز . آتش در وى نهاد . امام بر آن آتش مىآمد و مىرفت و مىگفت : انا ابن ابراهيم اعراق الثّرى .
ابن بابويه رحمه اللّه گفت : رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت كه :
چون نمرود ابراهيم را در آتش انداخت و وى بنسوخت ، نمرود لعين گفت :
و ما عرقه الّا عرق الثّرى . و ما هذا الّا اعراق الثّرى . و از اينجاست كه آتش بر وى كار نمىكند .
و وى عليه السّلام گفتى : انّا اهل بيت اوتينا علم المنايا و البلايا و فصل الخطاب و عرفنا شيعتنا كعرفان الرّجل اهل بيته .
و عنه عليه السّلام : انّ الدّنيا تمثّل للامام فى مثل فلقه الجوزة . فما يغرب عنه منها شىء . از هر طرفى كه خواهد بر گيرد چنان كه شما از مائده برگيريد
مناقب الطاهرين ( فارسي ) — صفحة 697
مساهمون: عماد الدين حسن بن علي الطبري
ص٦٩٧