تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب الطاهرين ( فارسي ) — صفحة 699

مساهمون:

ص٦٩٩
و عظم به عظم و ريش با ريش و عصب با عصب . عن سالم قال : كنّا مع جعفر الصّادق عليه السّلام فى حائط . فصاحت عصفور . قال الامام : أ تدرون ما يقول ؟ جمله گفتيم : ندانيم . امام عليه السّلام گفت : مىگويد : اللّهمّ انا خلق من خلقك لا بدّ لنا من رزقك فاشبعنا . ابن سدير گفت : شبى رسول صلّى اللّه عليه و آله را به خواب ديدم طبقى در پيش گرفته و منديلى بر سر انداخته . رسول صلّى اللّه عليه و آله چون سر آن برداشت ، در وى رطب بود ، ابتدا كرد به خوردن . گفتم : يا رسول اللّه ، اطعمنى منها . يك دانه بداد . ديگر مىخواستم ؛ تا هشت دانه بداد . ديگر خواستم گفت : حسبك . روز دوم به خدمت امام رفتم ، بر همان طبق و منديل ديدم پيش وى نهاده . بر طريق استدعا كه از رسول صلّى اللّه عليه و آله يك يك مىگرفتم تا به هشت ، ديگر خواستم ، گفت : لو زادك رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله لزدناك ، و لكن حسبك . ابو بصير گفت : روزى با صادق عليه السّلام گفتم : اعداى ما در دنيا احسن حالند از ما و ارفه بال و جمله در عيش و تنعّم و آسايشند و ما چنين بد حال ! هيچ نگفت . و ما در راه حج بوديم . تا چون به بطحاى مكّه برسيديم گفت : يا ابا بصير ، ما اكثر الضّجيج و العجيج و اقلّ الحجيج ! و الّذى بعث محمّدا صلّى اللّه عليه و آله بالنّبوّة و عجّل روحه الى الجنّة ، انّما يتقبّل منك و من اشباهك خاصّة . و دست بر سر و روى من فرو ماليد و گفت : ابصر . چون بنگريستم ، جمله كلاب و خنازير و قرده ديدم الّا كه يك يك مرد در آن ميان مىديدم . « 1 » يونس بن ظبيان گويد : كه پيش صادق عليه السّلام نشسته بودم . ناگاه
هامش
( 1 ) - بصائر الدرجات / 271 .