وى دادم . در حال به دست وى شيرى شد . من بترسيدم . گفت : روى بگردان .
چنان كردم و در حال روى به جانب وى كردم ، همان كليد بود . « 1 »
داوود الرّقّى گويد :
روزى در خدمت صادق عليه السّلام رفتم و سؤال كردم كه : عدد طهارت چند است ؟ گفت : آنچه خدا واجب كرده يكى ، و ليكن يكى ديگر رسول به آن اضافه كرد . و من توضّأ ثلاثا فلا صلاة له . من در اين بودم كه داوود بن رزين « 2 » در آمد و همين سؤال كرد . امام عليه السّلام گفت : سه كرّت باشد وضو . هر كه دو كرّت كند ، وى را وضوى نماز نباشد .
مرا شكّى در دل آمد و شيطان بر من راه بزد . امام روى به من كرد و گفت : خاموش باش ! هذا هو الشّرك و الكفر او ضرب الأعناق . ما از خدمت وى بيرون رفتيم . و سراى ابن رزين نزديك به بستان ابو الدوانيقى بودى و از وى چيزها از تشيّع نقل مىكردند پيش وى و مىگفتند كه : انّه رافضىّ يختلف الى الصّادق عليه السّلام .
ابن رزين گويد كه : ابو جعفر گفت : من پنهان شوم و وضوى وى نظر كنم . اگر وى وضوى روافض كند وى را بكشم و الّا خلاص دهم . در دنبال افتاد و چند كرّت بديد كه وضوى اهل خلاف مىكرد . وى را بخواند و گفت : مرا به حل كن . به تو متّهم بودم پنداشتم كه تو رافضى باشى و عزم قتل تو داشتم و بفرمود تا صد هزار درهم به وى دادند .
داوود الرّقّى گويد كه : من و داوود رزين پيش صادق عليه السّلام به هم افتاديم . ابن رزين گفت : يا بن رسول اللّه ، حقنت دماءنا فى الدّنيا و نرجو ان
هامش
( 1 ) - الثاقب / 422 - 423 .
( 2 ) - الثاقب / 426 : داود بن زربى .