تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب الطاهرين ( فارسي ) — صفحة 618

مساهمون:

ص٦١٨
باقر عليه السّلام روايت كند از زين العابدين كه وى گفت از رسول صلّى اللّه عليه و آله كه : موت الفجاة تخفيف على المؤمن و اسف على الكافر . و انّ المؤمن ليعرف غاسله و حامله . فان كان له عند ربّه خير ناشد حامليه بتعجيله . و ان كان غير ذلك ، ناشدهم ان يقصروا به . ضمرة بن سمره حاضر بود آنجا . گفت : يا على ، اگر چنين باشد چرا آن مرده از سرير به زير نمىآيد و زنده نمىشود ؟ ! و بر آن بخنديد و مردم در خنده افتادند . امام دعا كرد كه : خداوندا وى را بگير . فخذه اخذة آسف . بعد از آن ، روز چهلم آن لعين بمرد به مرگ مفاجات . امام عليه السّلام پيش غلام وى آمد به عزا دادن . غلام گفت : ميان تو و آن سخن تو چهل روز بود و به مرگ مفاجات بمرد . و من سوگند مىخورم به خدا كه از وى شنيدم بعد از مرگ : الويل لضمرة بن سمرة لخلا منه كلّ حميم و حلّ بدار الجحيم و بها مبيته و المقيل . امام گفت : اللّه اكبر ! هذا جزاء من ضحك و اضحك من حديث رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله . سعيد بن المسيّب گويد : قرّاء مدينه حج نكردندى الّا با امام زين العابدين . و از بهر ايشان جمله طعامهاى ترش و شيرين بر گرفتى . و من كه سعيدم در بعضى سحرگاهان ديدم وى را در سجده‌گاه ، هيچ درختى و كلوخى و سنگى و چوبى و رحلى و راحله‌اى نمانده بود الّا كه با تسبيح وى تسبيح خداى تعالى كردندى چنان كه با داوود كردندى ترجيع اصوات مثل تسبيح . من در آن حال بترسيدم و جملهء استخوانهاى من به لرزه افتاد و از موضع خويش برفت . چون امام سر برداشت گفت : يا سعيد ، ديدى ؟ گفتم : بلى يا بن رسول اللّه . گفت : حق تعالى چون جبريل را عليه السّلام بيافريد ، الهام داد وى را به اين تسبيح . يا سعيد ، اين دعا و تسبيح در سجدهء شكر بگوى كه گناهان تو بيامرزد . و تكرار مىكرد تا من آموختم . و تسبيح اين است :