تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي ) — صفحة 669

مساهمون:

ص٦٦٩
آورده است . وى اينجا را به صورت دالانهاى سرپوشيده [ با يك رواق وسردر ] ويك سالن بزرگ ساخته كه [ با فرشها عبادانى فرش شده است ] انبارهاى كتاب در أطراف آنهاست . به ديوارهء انبارها ودالانها اطاقكهاى چوبين كنده كارى شده بر پا داشته ، كه يك قامت بلندى وسه ذرع پهنا دارند وهر يك با كشوئى از بالا به پائين بسته مىشود . دفترها از هر نوع در يك « رف » ويژه چيده شده است . فهرستهائى نيز دارد كه نام كتابها در آن روشن شده است . [ دربانان بر در كتابخانه ايستاده و ] كسى جز آبرومندان بدان راه نيابند . من در بالا وپائين اين ساختمان گشتم ، همه جا فرشها گسترده مىبود ، هر أطاق بدانچه شايسته مىنمود فرش وپرده مىداشت . نهر آبى [ كه توان گردانيدن يك آسيا دارد در طبقهء پائين روانست ، از يك مرحله راه تا درون اين شهر نوساز بكشيد ، كه ] در طبقهء پائين با تندى مىگذرد وبه برخى دالانها وخانه‌ها روانست . [ براي طبقهء بالا نيز ] كاريزى ديگر [ از دو فرسنگى كشيده كه از روى بأمها مىگذرد و ] بر روى چارطاقىهاى حصيرى « 1 » آب مىپاشد . پندارم كه عضد الدولة اينها را از روى اخبارى كه در وصف بهشت شنيده ساخته بود ، ولى أو كور خوانده وگمراه بود وجز گناه بر دوش نكشيد واين سرا برايش نماند وبا دارائى وسلطنت در گور خفت وبه بدترين مرگ دچار شد . خداوند زيان را به وى نشان داد وأو را براي ما پند آموز وعبرت‌انگيز ساخت . يكى از نوكران عضد الدولة ، شعري را كه وى به هنگام مرگ سروده ، برايم برخواند . أو در آنگاه مالك هشت إقليم « 2 » بود ، از سند تا يمن به نامش خطبه مىخواندند به خاور * وباختر طمع بسته ، با صاحب مغرب در ستيز بود . شاهان از وى در بيم وامپراتور روم در قبضه أو
هامش
( 1 ) متن : بيوت الخيش ( 2 ) مبالغت هفت إقليم است مانند ص 443 / 430 / 420 / 402