اعتماد ويا روشى شايستهء پيروى در دانش ندارند . نهبينى أبو خالد « 1 » مىگويد : فارس سه هزار فرسنگ است در حالي كه اين سرزمين يك صد وبيست فرسنگ در مانندش مىباشد ، پيدا است كه أو خراسان وپيرامنش را مىخواهد .
حكومت :
اكنون اينجا در دست ديلميان است ، نخستين كسى از ايشان كه بر آن چيره شد ، علي بن بويه بود ، كه [ به خود لقب عميد الدولة داد و ] چون جانشين نداشت [ برادرزادهء خود ] عضد الدولة را به فرزندى گرفت ، پس به جايى بنشست ودر شيراز سرائى بساخت كه در خاور وباختر مانندش نديدهام . هيچ كس آن را نديد جز اينكه اگر عامي بود دلباختهء آن شد واگر عارف بود [ به ياد بهشت افتاد و ] آن را نمودار خوبيها وخوشيهاى بهشت شمرد [ هنگامى أستاذ ظريف به شيراز آمده بود ، در اين باغ از وى پذيرائى شد ، پس آن را آراستند فرش كردند وأو در آن بگردش پرداخت ومن با وى بودم ] . نهرها در آن بريده ، گنبدها بر پا داشته ، بستانها ودرختستانها گردش فرا نهاده ، استخرها در آن كنده ، نيازگاهها برايش ساخته بود .
از سر فراش آن شنيدم مىگفت كه : سيصد وشصت خانه وأطاق هم كف وبالا خانه است كه هر روز از سال در يكى از آنها مىزيست [ وهيچيك مانند ديگرى در ساختمان وفرش وپرده وتخت همانند ديگرى نبود ] . يك كتابخانهء جدا نيز دارد كه زير نظر يك سرپرست ويك كتابدار ويك ناظر از نيكوكاران شهر اداره مىشود . هيچ كتابي نيست كه تا كنون در دانشهاى گوناگون تصنيف شده باشد مگر نسخهاش بد آنجا
هامش
( 1 ) بنا بر فهرست اعلام دخويه ( براي استخرى ، حوقل ، مقدسي ) اين نام تنها در اينجا آمده است .