كه به ديوان معروفست سپس زم شهريار است كه به زم بازنجان نامبردار است كه گروهى از اين زم در سمت أصفهان هستند . سپس زم أحمد بن حسن است كه به زم كاريان معروف است وهمان زم اردشير خرّه مىباشد .
وضع جغرافى :
فارس در خطى است از ارگان تا نوبندگان تا كازرون تا خره ، سپس تا سيف « 1 » تا كارزين ، تا از زم « 2 » مىگذرد ، پس آنچه در جنوب آن باشد گرمسير وآنچه در شمالش بود سردسير است .
ارگان ، نوبندگان ، سينيز ، توّج ، خرّه ، باذين ، موز ، كارزين ، دشت بوسقان ، كير ، كيزرين ، ابزر « 3 » ، سيمران ، خمايگان ، خرمق ، كران ، سيراف ، * نجيرم ، دژ ابن عمار وآنچه در اين سمت باشد گرمسير است . استخر ، بيضا ، مائين ، ايرج ، كأم ، فيروز ، كرد ، كلّار ، سروسير « 4 » ، اسبنجان ، أرد « 5 » ، رون ، حرام ، بازرنج ، سردن ، خرّمه ، حيرة ، نيريز ، مسكانات ، ايگ « 6 » ، اصبهانات « 7 » ، بورم ، دهنان ، بوّان ، طرخنيشان ، جو
هامش
شهريار ( بازنجان ) پنجم رم أحمد بن حسن ( كاريان ) بر شمرده است ( پ 96 ع 98 - 99 ) .
خردادبه گويد : زموم ( نقطهدار ) كردان در فارس چهار است وزم به محل كردنشين گويند . از آنها است : زم حسن بن جيلويه ( بازنجان ) . زم اردام بن جواناه ، زم قاسم بن شهر براز ( كوريان ) ، زم حسن بن صالح ( سوران ) ، ( خردادبه : 47 ) .
( 1 ) سيف كرانه .
( 2 ) اين مرزبندى سردسير وگرمسير فارس در استخرى ع 136 پ 118 نيز ديده مىشود .
( 3 ) ايرز ( استخرى ع 106 : 4 پ 100 : 12 ) دخويه اين را به حوقل وتاج العروس نيز نسبت داده است .
( 4 ) سروستان ( استخرى ع 103 پ 99 )
( 5 ) استخرى ع : 136 ب 119 ، حوقل ( دخويه )
( 6 ) متن : ايج .
( 7 ) اصطهبانان اصطهبانات ( استخرى ع 108 / 136 پ 101 - 116 )