برقان ، اقليد ، جرمه « 1 » ، برقوه « 2 » ، وآنچه در آن سمت باشد سردسير است .
ميان اين دو خط نيز سرزمين معتدل هوا است كه خورههاى دارابگرد ، شيراز ، فسا وآنچه در آن ميان است باشد تا بر گور ونواحي آن بر - گذرد .
بديها : آب ارگان بد است وهمچنين آب دارابگرد . آب چاههاى شيراز سنگيناند بيشتر گرمسيرها بد هوا ورنگآور « 3 » هستند وبهترين آنها سيراف ، ارگان ، گناوه ، سينيز ومعتدلترين آنها ميانه دو خطه است . در دشت بارين چشمهاى هست كه از آن شفاى بيماريها مىخواهند . آب قصبهء شاپور سنگين است .
مركز ستم است . در كتابي كه در كتابخانه عضد الدولة بود خواندم : مردم فارس در پيروى سلطان سربهزيرترين ، ودر برابر ستم شكيباترين مردمند ، سنگينترين خراج را مىپردازند وپستترين ذلّت را مىپذيرند . نيز در آن ديدم : مردم فارس هيچ دادگر نديدهاند . اگر گفته شود : مگر نه پيامبر در ستايش ايشان گفت : اگر ايمان « 4 » در « پروين » باشد باز مردمى از فارس بدان خواهند رسيد ! پاسخ اين است كه :
خراسان وفارس نزد عربها يكى بشمار مىرفت وگر نه كي دانشمندى جهانى از فارس برآمده ؟ در صورتي خراسان ، ابن مبارك ، راهويه ومانند ايشان را در فقه ، حديث بيرون داده وامروزه نيز از پيشوايان بزرگ خالى نيست وفارس از اين دست تهى * مىباشد . ايشان تأليفى قابل
هامش
( 1 ) متن جرمق .
( 2 ) معرب . بركوه .
( 3 ) آب وهوا ورنگ مردم فارس را استخرى ( ع 137 پ 118 ) بهتر بيان كرده وسه زبان ايشان ، فارسي ، پهلوى ، تازى را توضيح داده است .
( 4 ) الاسلام ( ياقوت 3 : 837 : 2 ) .