بنداقيّه ، خسرويه ، زنجيّه ، صفريه ، مباركيه ، استامهريه ، شاهونيه ، فراتيه ، سلمونيه ، صيريه ، آزاد دختيه ، مطلبيه ، عاليّه ، شاكانيه ، جليليّه كه پانصد خانوارند .
دژها : در استخر دژى بزرگ هست * كه يك فرسنگ پهنا وآب انبارها وفرمانرواى ويژه دارد ، آثار [ وگنجينه ] چند پادشاه [ فارس ] واموالى باستانى [ وآبانبارها ] در آنجا هست . در شيراز نيز دژى [ در كله كوه ] از ساختههاى عضد الدولة هست كه هزينه بسيار برايش نهاد وچاهى در آن كند كه تا پائين كوه مىرسد .
در نسا [ بيضا ] ، كثه ، فسا ، دية آس ، دارابگرد ، گنبد ، ارگان ، زبر باد وبرخى مناطق دريا نيز هست . إبراهيم بن محمد فارسي مىگويد :
به پنج هزار دژ مىرسد [ وسى وسه ايل كرد دارد . ] زمها « 1 » : پنج زم دارد كه بزرگترين آنها زم أحمد بن صالح « 2 » است
هامش
( 1 ) دخويه « زم » فارس و « زم » ما وراء النهر را در چ ع 422 / 423 و 447 همه را با نقطه آورده ، ولى در فهرستهايش « زم » فارس را بىنقطه آورده نقطهدار را تصحيف بىنقطه مانند ازدشير واردشير دانسته وتنها زم ما وراء النهر را با نقطه آورده است . ياقوت پنج « رم » فارسي ورمها واحياء كرد منطقهء فارس را با هم درآميخته همگى را كرد خواند ، در حرف ( ر - بىنقطه ) نهاده ، ودر حرف ( ز - نقطهدار ) تنها زم جيحون را آورده است .
ولى استخرى رم ورموم ( بىنقطه ) را براي ايلهاى فارس آن منطقه بكار برده وآن را به معنى « قبيله » دانسته ، سپس « أحيا » و « جوم » ها را ( با جيم ) براي ايلهاى كرد زبان آن منطقه بكار برده است ( ع 98 - 99 پ 96 ) . هم اكنون نيز « زوم » نام ديهى در اورامان كردستان هست ( فرهنگ جغرافيائى إيران 5 : 215 ) .
لسترنج نيز در « سرزمينهاى خلافت شرقي » ص 287 گويد زم وزوم ( با نقطه ) در زبان كردى به معنى قبيله است .
( 2 ) استخرى پنج رم را ( بىنقطه ) به ترتيب بزرگى : رم ماجيلويه ( زميجان ) ديگر رم أحمد بن ليث ( لوالجان ) سه ديگر حسين بن صالح ( ديوان ) چهارم رم