تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
هشدار و فرمان مىدهد ، پس امروز شرم كنيد از اينكه خداوند بر كار ناپسندى از شما آگاه شود و در آن مورد بر شما خشم گيرد كه خداى متعال مى فرمايد : « همانا خشم خداوند به مراتب بزرگتر از خشم شما بر خودتان است » توجه كنيد به آنچه در كتاب خود به شما فرمان داده است و آياتى كه به شما ارائه فرموده است و پس از زبونى به شما عزت بخشيده است . به كتاب خدا تمسك جوييد تا خدايتان از شما خشنود گردد . براى خداى خود عهده‌دار كارى شويد كه با آن سزاوار رحمت و آمرزش خداوند شويد كه آن را به شما وعده فرموده است ، كه وعده خداوند حق و گفتارش راست و شكنجه‌اش شديد است . همانا كه من و شما و همگان متوكل به خداوند زنده و پاينده‌ايم ، تكيه بر او داده‌ايم و بر او پناه برده و توكل كرده‌ايم ، و بازگشت به سوى اوست و خداوند من و همهء مسلمانان را بيامرزد . » واقدى مى گويد : همين كه پيامبر ( ص ) قريش را ديد كه پيش مى آيند و نخستين كس كه آشكار شد ، زمعة بن اسود بود كه سوار بر اسبى بود و پسرش هم از پى او روان بود . زمعه با اسب خويش گردشى كرد تا جايى براى فرود آمدن لشكر در نظر گيرد ، پيامبر ( ص ) به پيشگاه خداوند چنين عرضه داشت : « بار خدايا تو بر من كتاب نازل فرمودى و به من فرمان جنگ دادى و تصرف يكى از دو گروه - كاروان يا قريش - را به من وعده فرمودى و تو خلاف وعده نمى فرمايى . پروردگارا اين قريش است كه با همهء نخوت و غرور خود براى ستيز با تو و تكذيب فرستاده‌ات پيش مى آيد ، بار خدايا نصرتى را كه وعده فرمودى عنايت فرماى . خدايا همين بامداد نابودشان فرماى . » در اين هنگام عتبة بن ربيعه بر شترى سرخ موى آشكار شد ، پيامبر ( ص ) فرمود : اگر در يكى از اين قوم خيرى باشد در همين صاحب شتر سرخ موى است و اگر قريش از او فرمان برند رستگار و كامياب خواهند شد . واقدى مى گويد : ايماء بن رحضة يكى از پسران خود را هنگامى كه قريش از كنار سرزمين او مى گذشتند همراه ده شتر پروار پيش آنان فرستاد و پيام داد اگر دوست مى داريد شما را از لحاظ نيرو و سلاح كمك كنيم و ما آماده اين كاريم و انجام مى دهيم . قريش به او پيام دادند پيوند خويشاوندى را رعايت كردى و آنچه بر عهده‌ات بود انجام دادى ، به جان خودمان سوگند اگر با مردم عادى جنگ كنيم در مقابل ايشان ضعفى