تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
زبير مى گويد : چون مسافر بن عمرو درگذشت ، ابو طالب با عمرو بن عبدود بن ابى قيس بن عبدود بن نصر بن مالك بن حسل بن عامر بن لوى همنشينى داشت و به همين سبب بود كه در جنگ خندق عمرو بن عبدود به على ( ع ) كه براى مبارزه با او رفته بود گفت : پدرت با من دوست بود . زبير بن بكّار مى گويد : محمد بن حسن از نصر بن مزاحم از معروف بن خربود براى من نقل كرد كه ابو طالب ايام جنگ فجار در آن حاضر مى شد و پيامبر ( ص ) هم كه در آن هنگام نوجوانى بود همراهش بود . هرگاه ابو طالب مى آمد ، افراد قبيلهء قيس به هزيمت مى رفتند و هر گاه نمى آمد بنى كنانه به هزيمت مى رفتند ، بدين سبب آنان به ابو طالب گفتند لطفا از ميان ما غايب مباش و او چنان كرد . زبير بن بكّار مى گويد : اما زبير بن عبد المطلّب از اشراف و روى شناسان قريش بود و او همان كسى است كه بنى قصى او را بر بنى سهم مستثنى ساختند و آن هنگامى بود كه عبد الله بن زبعرى بنى قصى را هجو كرد و آنان عتبة بن ربيعة بن عبد شمس را پيش بنى سهم فرستادند . عتبة به آنان گفت : قوم شما خوش نداشتند كه در مورد شما عجله كنند و مرا در مورد اين فرومايه‌اى كه آنان را بدون هيچ گناهى كه دربارهء او مرتكب شده باشند ، هجو كرده است فرستاده‌اند تا بگويم اگر اين كار را با انديشه شما كرده است كه رأى شما چه بد رأيى بوده است و اگر بدون ميل شما و بى رأى شما بوده است او را تسليم آنان كنيد . بنى سهم گفتند : به خدا پناه مى بريم كه آن كار با موافقت رأى ما بوده باشد ، عتبه گفت : پس او را به ايشان تسليم كنيد . يكى از افراد بنى سهم گفت : اگر مى خواهيد اين كار را مى كنيم به شرط آنكه هر كس از شما هم كه ما را هجو كرده است او را به ما تسليم كنيد . عتبه گفت : تنها چيزى كه مانع من است كه با تو هم عقيده باشم اين است كه زبير بن عبد المطلّب اينك از مكه غايب و در طائف است و مى دانى كه او به زودى در اين مورد تصميم مى گيرد و خواهد گفت . در عين حال من زبير را خطرى براى ابن زبعرى نمى بينم و ابن زبعرى نمى تواند همسنگ زبير باشد . يكى از بنى سهم گفت : اى قوم او را به ايشان تسليم كنيد و به جان خودم سوگند براى شما هم آنچه بر عهدهء شماست بر عهدهء ايشان خواهد بود در اين باره سخن بسيار شد و همين كه عاص بن وائل چنين ديد ريسمان پوسيده‌اى خواست و عبد الله بن زبعرى را با آن بست و او را به عتبه سپرد . عتبه او را همچنان بسته با خود پيش قوم خويش آورد . حمزة بن عبد المطلّب عبد الله بن زبعرى را آزاد كرد و بر او جامه پوشاند . گروهى از قريش ابن زبعرى را بر ضد بنى سهم كه قوم او