تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
خود امير المؤمنين است و امام پستى به معاويه برمى گردد . على ( ع ) معاويه را امام ناميده است همان گونه كه خداوند هم در قرآن پيشوايان گمراهى را ائمه ناميده است و فرمود است : « آنان را امامانى قرار داده‌ايم كه به آتش - دوزخ - فرا مى خوانند » و سپس او را به صفت ديگرى موصوف كرده است كه دشمنى پيامبر ( ص ) است و مقصود اين نيست كه معاويه به هنگام جنگ قريش با پيامبر ( ص ) دشمن پيامبر بوده است ، بلكه مقصود آن است كه هم اكنون هم كه او دشمن خداوند است زيرا پيامبر ( ص ) به على ( ع ) فرموده است : « دشمن تو دشمن من است و دشمن من دشمن خداست . » پيش از آن هم در اول همين خبر چنين آمده است : « دوست تو دوست من است و دوست من دوست خداست » و تمام اين خبر مشهور است ، وانگهى دلايل نفاق معاويه از گفتارهاى ياوه و كردارهاى ناپسند او مشهود و آشكار است و ياران معتزلى ما در اين باره مطالب بسيار نوشته‌اند كه بايد در كتابهاى ايشان جستجو شود ، به ويژه كتابهاى شيخ ما ابو عبد الله و دو شيخ ديگر ابو جعفر اسكافى و ابو القاسم بلخى و ما برخى از آن را در مباحث گذشته آورديم . سپس على ( ع ) مى گويد : پيامبر ( ص ) فرموده است : من بر امت خودم از مؤمن و مشرك بيم ندارم ، يعنى مشركى كه شرك خود را آشكار مى سازد ، زيرا مؤمن را خداوند با ايمانش از اينكه مردم را گمراه كند باز مى دارد و مشركى هم كه شرك خود را اظهار مى دارد خداوند زبونش مى فرمايد و دل مردم را از پيروى كردن از او باز مى دارد و به سبب اظهار كفر دلهاى مردم به گفتارش آرام و سكون نمى يابد . پيامبر ( ص ) سپس فرموده است : ولى بر امت خويش از منافقى مى ترسم كه ايمان و كارهاى به ظاهر آراسته را آشكار مى سازد و كفر و گمراهى خود را نهان مى دارد ، وانگهى زبان آور است . با زبان خود چيزى مى گويد كه درستى آن را مى شناسيد و در نهان رفتارى دارد كه اگر بر آن آگاه شويد آن را زشت مى شماريد و هر كس كه بدين گونه منافق باشد ، دل مردم به او توجه مىكند و آرام مى گيرد كه آدمى به ظاهر امور حكم مىكند ، در نتيجه مردم از منافق پيروى و تقليد مى كنند و او آنان را گمراه مى سازد و در تباهى مى اندازد .