تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
را براى خروج از جماعت و شتاب به سوى فتنه و برگزيدن تفرقه و اختلاف كلمه انجام مى دهند و براى اظهار دوستى با كسى كه خداوند دوستى را از او بريده و عصمت را از او بازداشته و از دين بيرونش كرده و لعنت و نفرين را براى او واجب فرموده است چنين مى كنند ، و كسى را كه خداوند او را زبون و كارش را سست و ناتوان قرار داده است بزرگ مى شمارند . آن هم كسى را كه از خاندان بنى اميه است كه شجرهء ملعونه‌اند ، و براى مخالفت و ستيز با كسى كه خداوند به وسيلهء او ايشان را از هلاكت نجات داده و نعمت را بر ايشان تمام كرده است و از خاندان بركت و رحمت است و خداوند هر كه را كه خواهد خاص رحمت خود مى فرمايد و خداوند داراى فضل و كرم بزرگ است . امير المؤمنين - معتضد - آنچه را كه شنيده بود بزرگ دانست و چنان ديد كه خوددارى از انكار و زشت شمردن آن موجب حرج در دين است و مايهء تباهى كسانى مىشود كه خداوند كارشان را به او سپرده است و موجب اهمال در مستقيم ساختن مخالفان و روشن ساختن جاهلان و اقامهء دليل بر شك كنندگان و جلوگيرى از كار دشمنان است كه خداوند همه اين امور را بر او واجب فرموده است . اينك اى گروه مسلمانان امير المؤمنين به شما خبر مىدهد كه چون خداى عز و جل محمد ( ص ) را با دين خويش برانگيخت و به او فرمان داد كه كار خود و فرمان خدا را آشكار سازد ، آن حضرت نخست از افراد خانواده و عشيره خود آغاز كرد و به آنان مژده و بيم داد و آنان را به آيين خداى خود فرا خواند و پندشان داد و ارشادشان فرمود ، كسانى كه دعوت او را پذيرفتند و سخنش را تصديق و از فرمانش پيروى كردند تنى چند از پسران پدرش - خويشاوندان نزديكش - بودند كه همانان هم دو گروه بودند ، برخى از ايشان به آنچه او از جانب پروردگار خويش آورده بود مؤمن بودند و برخى اگر چه مؤمن نبودند ولى چون او را عزيز مى شمردند و بر او مهر مى ورزيدند سخن او را تأييد مى كردند و ياريش مى دادند . بنابراين مؤمن ايشان پيامبر را با بصيرت وبينش يارى مى داد و كافر ايشان براى حفظ حميت و حرمت او را يارى مى دادند . كسانى را كه با پيامبر ستيز و دشمنى و كارشكنى مى كردند دفع و از ياران و يارى دهندگان او حمايت مى كردند و از كسانى كه نصرت او را مى پذيرفتند بيعت مى گرفتند و از اخبار دشمنان پيامبر تجسس مى كردند و در غياب پيامبر ( ص ) همچون هنگام حضور او براى كارهاى او تدبير و چاره انديشى مى كردند ، تا آنكه مدت به سر آمد و گاه هدايت فرا رسيد و آنان هم با بينشى پايدار در دين خدا و اطاعت حق تعالى و تصديق پيامبر و گرويدن به آن
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 349 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى