جرعهاى آب نوشيدند . فضيل پاى خود را در آن آب نهاد ، از خنكى آن و حال خوش خود لذت برد و به دوست خود گفت : اگر شاهان و شاهزادگان بدانند كه ما در چه زندگى خوش و با لذتى به سر مى بريم بر ما رشك خواهند برد .
ابن ابى الحديد مواردى از اين عهدنامه را كه ديگران از آن اقتباس كردهاند آورده است و از جمله در توضيح اين جمله كه على ( ع ) فرموده است : « در قبال راضى و خشنود كردن هيچ كس از خلق خدا ، خدا را به خشم مياور . . . » مى گويد ، مبرد در كتاب الكامل نظير اين موضوع را روايت كرده و گفته است كه چون حسن بن زيد بن حسن به ولايت مدينه گماشته شد به ابن هرمه گفت : من مانند كسانى نيستم كه دين خود را به اميد مدح و ثناى تو بفروشند يا از بيم هجو و نكوهش تو چنان كنند كه خداوند عز و جل از اينكه مرا از ذريه پيامبر خود قرار داده است ، همهء مدايح را به من ارزانى فرموده و از كارهاى نكوهيده بر كنار داشته است . از حقوق خداوند بر من اين است كه در مورد احكام و حقوق خداوند چشم پوشى نكنم و به خدا سوگند مى خورم كه اگر ترا پيش من مست بياورند ، دو حد مى زنم ، حد شراب خوردن و حد مستى و چون پيش من محترم هستى بر حد تو خواهم افزود ، و ترك باده نوشى نيز بايد براى رضاى خداى عز و جل باشد تا بر آن كار يارى داده شوى و به خاطر مردم آن كار را ترك مكن كه به مردم واگذار خواهى شد ، ابن هرمه اين ابيات را سرود : پسر رسول خدا مرا از باده نوشى نهى فرمود و مرا با آداب افراد گرامى مودب ساخت ، او مرا گفت از بيم خدا نه از بيم مردم خوددار باش و آن را رها كن ، چگونه ممكن است از باده نوشى شكيبايى پيشه سازم كه محبت من به آن در استخوانم ريشه دوانده است ، چه كنم كه خوشى حلال را بر خود ناخوش و ناگوار مى بينم و خوشى دل من در همان حرام پليد است .
ابن ابى الحديد سپس در توضيح بخش آخر اين عهدنامه كه امير المؤمنين ( ع ) فرموده است « امام هدايت و امام پستى يكسان نيستند » آورده است اشارهء امام هدايت به
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 345
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٣٤٥