تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
جوياى خلافت بودند و نه از خاندان عبد الدار كه پرده داران كعبه بوده‌اند ، پس به چه چيز افتخار مى كنى گفت : ما ريحانهء قبيله قريش هستيم . ابو الصقعب گفت : چه استناد زشتى كردى ، آيا مى دانى چرا مخزوم را ريحانهء قريش گفته‌اند براى اينكه زنان ايشان در نظر مردان گرم و دلپذير بودند و بدين گونه او را محكوم ساخت . ابو العباس مبرّد در كتاب الكامل روايت كرده است كه معاوية بن ابى سفيان به احنف بن قيس و جارية بن قدامة و تنى چند از مردان سرشناس بنى سعد كه همراه آن دو بودند سخنى درشت گفت تا آنان را خشمگين سازد . آنان هم به او پاسخى زشت دادند . همسر معاوية ، فاخته دختر قرظة ، در حجره‌اى نزديك آنان بود و سخن ايشان را شنيد . فاخته كه مادر عبد الله بن معاويه است همين كه آنان رفتند گفت : اى امير المؤمنين از اين اشخاص سبكسر سخنى شنيدم كه تو به روى خود نياوردى و نزديك بود من بيرون آيم و بر آنان حمله آورم . معاويه گفت : قبيله مضر بزرگتر و مشهورتر قبايل عرب است و تميم مشهورتر شاخهء مضر است و سعد شهره‌تر شاخهء تميم است و اين گروه روى شناس ترين افراد قبيلهء سعد هستند . همچنين ابو العباس روايت مىكند كه عبد الملك بن مروان روزى از بنى دارم سخن به ميان آورد ، يكى از همنشين هاى او گفت : اى امير المؤمنين آن قوم از لحاظ كثرت نسل و فراوانى ذريه بهره‌مند هستند ، و به اين سبب شهره شده‌اند . عبد الملك گفت : چرا اين سخن را مى گويى و حال آنكه از ايشان لقيط بن زرارة و قعقاع بن معبد بن زرارة و محمد بن عمير بن عطارد بن حاجب بن زرارة درگذشته‌اند و هيچ فرزندى باقى نگذاشته‌اند ، در حالى كه به خدا سوگند عرب هرگز اين سه تن را فراموش نمى كند . ابو العباس مبرد همچنين مى گويد اصمعى گفته است : جنگى در باديه در گرفت كه دامنه‌اش به بصره هم كشيد و كار نخست به دشوارى كشيد ، سپس دربارهء صلح گفتگو شد و همگان در مسجد جامع جمع شدند . مرا كه نوجوانى بودم پيش ضرار بن قعقاع كه از بنى دارم بود فرستادند كه پيام ببرم . اجازه گرفتم اجازه داده شد و همين كه وارد شدم ديدم جامهء كوتاه لنگ مانندى بر تن دارد و مشغول مخلوط كردن دانه و علف براى بزى شيرى است كه در خانه داشت . خبرش دادم كه قوم جمع شده‌اند ، درنگ كرد تا آن بز خوراكش
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 336 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى