عرب پيش او بودند ، دو جامه و برد پدرش محرق بن منذر را آورد و گفت : اين دو برد را بايد عزيزترين و گرامى ترين اعراب از لحاظ تبار بپوشد . مردم خاموش ماندند . احيمر بن خلف بن بهدلة بن عوف بن كعب بن سعد بن زيد مناة بن تميم گفت : من شايستهء آن دو جامهام . پادشاه گفت : به چه سبب گفت : به اين سبب كه قبيله مضر گرامى ترين و نيرومندترين و پر شمارترين قبيله عرب است و تميم از لحاظ شمار از همه شاخههاى آن افزون و برترين ايشان است و شمار اصلى و خاندان شريف بنى تميم در اعقاب بهدلة بن عوف است كه او جد من است . پادشاه گفت : اين دربارهء اصل و عشيرهات پذيرفته است ولى در مورد عترت و نزديكان وضع تو چگونه است گفت : من پدر ده پسر و برادر ده برادر و عموى ده تن ام . او آن دو برد - جامه - را به او سپرد و زبرقان بن بدر در اين شعر خود به همين موضوع اشاره دارد كه مى گويد : آن دو جامهء پسر ماء السماء را عموى من به سبب فضيلت فراوان به هنگام برشمرده شدن فضايل پوشيد .
ابو عبيده مى گويد : آنان را در اسلام هم خصلتى است كه چنين است . قيس بن عاصم منقرى همراه تنى چند از بنى سعد به حضور پيامبر ( ص ) آمد و رسول خدا دربارهء او فرمود : « اين سالار مردم باديه نشين است . » و بدين گونه او را سالار قبايل خندف و قيس كه در باديهها سكونت دارند توصيف فرمود .
ابو عبيدة مى گويد : براى قبيله بنى حنظلة بن مالك بن زيد مناة بن تميم خصال فراوانى است و خاندان دارم بن مالك بن حنظلة گزيدهترين خاندان مضر است و زرارة بن عدس بن زيد بن دارم برگزيدهترين خاندان بنى تميم است و حاجب بن زرارة هم داراى كمانى بود كه از سوى تمام افراد قبيله مضر در گرو خسرو ساسانى بود و در اين باره چنين سروده شده است : خسرو سوگند خورده است كه با هيچ يك از مردم مصالحه نكند مگر آنكه حاجب بن زراره كمان خويش را در گرو او نهد .
و از جملهء ايشان در خاندان مجاشع بن دارم ، صعصعة بن ناجية بن عقال بن محمد بن سفيان بن مجاشع است . او نخستين كسى است كه دختركان بى گناهى را كه اعراب از بيم تنگدستى و فقر زنده به گور مى كردند زنده مى ساخت . هنگامى كه اسلام ظهور كرد ، او سيصد دختر را از خانوادههاى ايشان خريد و آزاد كرد و پرورش و تربيت آنان را بر عهده گرفت .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 331
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٣٣١