تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
فرزدق هم در مورد ايشان اين ابيات را سروده است : اگر بدانى در ريگزارهاى مويسل [ نام سرزمين و آبى است ] و ميان دهكده‌هاى عمان تا ذوات حجور چه كسانى سكونت دارند ، خواهى دانست كه قبايل بسيارى از آل سعد آنجا ساكن هستند كه تسليم فرمان هيچ اميرى نشده‌اند . همچنين فرزدق گفته است : « بر قبيله سعد گريه كن كه در ناحيه يبرين مقيم بود و نزديك بود شمارش بر همهء مردم فزونى گيرد . » و به همين سبب به « سعد الاكثرين » هم ناميده شده‌اند و در مثل آمده است « در هر وادى بنى سعد زندگى مى كنند » خصلت دوم اين قبيله اين است كه در دورهء جاهلى اجازهء حركت از عرفات در اختيار خاندان بنى عطارد بوده است و آنان اين موضوع را از يكديگر به ارث مى برده‌اند و تا هنگام ظهور اسلام همانگونه بوده است . چون در موسم حج مردم در منى جمع مى شده‌اند ، هيچ كس براى رعايت احكام دين و حفظ سنّت از جاى خود حركت نمى كرده است تا آنكه سالار خاندان كرب بن صفوان حركت كند و اجازه دهد . در همين مورد اوس بن مغراء چنين سروده است : « مردم براى وقوف در عرفات آهنگ جاى خود نمى كنند تا گفته شود اى خاندان صفوان حركت كنيد . » فرزدق هم در اين مورد چنين سروده است : بامدادان روز عيد قربان چون در محصب منى به يكديگر رسيديم ، از همانجا كه در عرفات وقوف مى كنند ، مردم را چنان مى بينى كه چون ما حركت كنيم آنان هم بر گرد ما حركت مى كنند و چون ما به مردم اشاره كنيم وقوف مى كنند . خصلت سوم اين است كه ايشان شريف ترين خاندان عرب هستند كه پادشاهان لخم آنان را به شرف رسانده‌اند . منذر بن منذر بن ماء السمآء روزى كه نمايندگان قبايل