داد و سوگند خورد كه اگر پس از سه روز در مدينه و اطراف آن ديده شود او را خواهد كشت . عثمان رفت و براى او شترى خريد و او را آماده ساخت و گفت : حركت كن و برو .
پيامبر ( ص ) هم به حمراء الاسد حركت فرمود و معاويه تا روز سوم در مدينه ماند تا اخبار پيامبر را به دست آورد و به اطلاع قريش برساند . چون روز چهارم فرا رسيد ، رسول خدا ( ص ) فرمود : معاويه امروز صبح را همين نزديكيها بوده است او را جستجو كنيد . به تعقيب او پرداختند و به او كه راه را اشتباه كرده بود رسيدند . دو تن كه شتابان تر از ديگران به تعقيب او پرداختند ، زيد بن حارثه و عمار بن ياسر بودند كه او را در جمّاء پيدا كردند .
زيد با شمشير او را زد و عمار گفت : مرا هم در اين مورد حقى است و او هم بر معاوية بن مغيره تير انداخت و هر دو او را كشتند و خبرش را به مدينه آوردند . همچنين گفته شده است به معاوية در هشت ميلى مدينه رسيدند و زيد و عمار چندان بر او تير زدند كه كشته شد . ابن معاوية بن مغيره پدر عايشه مادر عبد الملك بن مروان است . بلاذرى مى گويد ، واقدى هم نظير همين روايت را در كتاب خود آورده است . بلاذرى همچنين مى گويد ، ابن كلبى گفته است معاوية بن مغيره به روز جنگ احد بينى حمزه را كه شهيد شده بود بريد و او نزديك احد دستگير شد و سه روز پس از بازگشت قريش او را در احد كشتند و فرزندى جز دخترى به نام عايشه نداشت كه مادر عبد الملك بن مروان است . گويد و گفته شده است كه على ( ع ) معاوية بن مغيره را كشته است . مى گويد [ ابن ابى الحديد ] : به نظر من روايت ابن كلبى صحيح تر است ، زيرا هزيمت مشركان در حمله نخست و پس از كشته شدن پرچمداران ايشان كه همگى از خاندان عبد الدار بودند ، صورت گرفت و كشته شدن حمزه پس از آن و هنگام حمله خالد بن وليد و سواران از پشت سر مسلمانان بوده است . و در اين هنگام بود كه صفها در هم ريخت و با يكديگر در آويختند و برخى ، برخى را كشتند . بنابراين چگونه ممكن است كه معاوية بن مغيره توانسته باشد هم بينى حمزه را ببرد و هم در فرار نخست مشركان گريخته باشد و اين موضوع متناقض است ، زيرا اگر او در آغاز حرب گريخته بود ديگر امكان اينكه هنگام كشته شدن حمزه حضور داشته باشد ، نبوده است . سخن صحيح همان است
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 283
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٢٨٣