تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
كه ابن كلبى مى گويد كه معاوية بن مغيره در تمام مدت جنگ حضور داشته است و بينى جسد حمزه را همو بريده است و پس از بازگشت قريش او به سبب كارى كه داشته است ، از آنان عقب مانده است و به دست مسلمانان افتاده و كشته شده است .

سخن دربارهء كشته شدن مجذر بن ذياد بلوى و حارث بن يزيد بن صامت

واقدى مى گويد : مجذر بن زياد بلوى هم پيمان بنى عوف بن خزرج بود و در جنگ بدر همراه رسول خدا ( ص ) شركت كرده بود . پيش از آمدن پيامبر به مدينه و در دوره جاهلى براى مجذر داستانى به شرح زير اتفاق افتاده بود كه حضير پدر اسيد بن خضير به قبيله بنى عمرو بن عوف آمد و با سويد بن صامت و خوّات بن جبير و ابو لبابة بن عبد المنذر و به قولى با سهل بن حنيف گفتگو كرد و گفت : چه خوب است به ديدار من بياييد تا شما را شراب بياشامانم و شترى براى شما بكشم و چند روزى پيش من بمانيد . گفتند : آرى فلان روز خواهيم آمد و در روز موعود پيش او رفتند . حضير براى ايشان شترى كشت و به آنان شراب داد و ايشان سه روز پيش او ماندند به طورى كه گوشتها رو به فساد گذاشته بود . سويد بن صامت در آن هنگام پيرى فرتوت بود ، و چون سه روز سپرى شد ، گفتند : مى خواهيم پيش زن و فرزند خود برگرديم ، حضير گفت : هر چه مى خواهيد ، اگر دوست داريد بيشتر بمانيد و اگر دوست داريد ، برگرديد . دو همراه سويد كه جوان بودند ، سويد بن صامت را كه سياه مست بود سوار بر شترى كردند و راه افتادند . چون به سنگلاخ حومهء مدينه و نزديك قبيلهء بنى عيينة رسيدند ، سويد كه همچنان سياه مست بود براى ادرار كردن بر زمين نشست . يكى از افراد خزرج او را ديد و خود را به مجذر رساند و گفت : آيا غنيمت باد آورده‌اى نمى خواهى گفت : چيست گفت : سويد بن صامت بدون سلاح و سياه مست اينجاست . مجذر با شمشير برهنه و كشيده آهنگ آنجا كرد ، آن دو جوان كه بدون اسلحه بودند ، همين كه مجذر را ديدند ، گريختند . دشمنى ميان اوس و خزرج شديد بود ، آن دو جوان شتابان مى گريختند و آن پير مرد همچنان بى حركت بر جاى ماند . مجذر بر سر او ايستاد و گفت : خداوند ترا در اختيار من قرار داد .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 284 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى