تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
واقدى مى گويد : در مورد اسير شدن او روايت ديگرى هم شنيده‌ايم ، بكير بن مسمار براى من نقل كرد كه چون مشركان از احد بازگشتند ، ساعتى از آغاز شب را در حمراء الأسد فرود آمدند و سپس كوچ كردند و ابو عزه را كه خواب مانده بود ، همانجا رها كردند . چون روز بر آمد ، مسلمانان آنجا رسيدند و او را كه تازه بيدار شده و سرگردان به هر سو مى گريخت گرفتند . كسى كه او را اسير كرد عاصم بن ثابت بود و پيامبر ( ص ) به او فرمان داد گردنش را بزند . مى گويد [ ابن ابى الحديد ] : به نظر من همين روايت صحيح است ، زيرا مسلمانان در جنگ احد حال آن را نداشته‌اند كه به سبب سختى و شكستى كه به آنان وارد شده بود ، در آوردگاه كسى را از مشركان به اسيرى بگيرند . اما در مورد معاوية بن مغيره ، بلاذرى روايت مىكند او همان كسى است كه بينى جسد حمزه را بريد و او را مثله كرد و از معركه گريخت و به راه خود ادامه داد و شب را جايى نزديك مدينه گذراند و چون صبح شد به مدينه آمد و خود را به منزل عثمان بن عفان كه پسر عموى تنى او بود رساند . در خانه را زد ، ام كلثوم دختر پيامبر ( ص ) كه همسر عثمان بود گفت : عثمان در خانه نيست . معاوية بن مغيره گفت : كسى را پيش او بفرست كه بيايد تا بهاى شترش را كه سال پيش - نخستين سال هجرت او - از او خريده‌ام و اينك آورده‌ام بدهمش و گرنه خواهم رفت . ام كلثوم به عثمان كه در محضر پيامبر ( ص ) بود پيام فرستاد كه بيايد . عثمان آمد و به معاوية بن مغيره گفت : خودت و مرا به هلاك افكندى ، چه چيزى ترا به اينجا آورده است گفت : اى پسر عمو هيچ كس از تو به من نزديك تر و خويشاوندتر نيست ، پيش تو آمده‌ام كه پناهم دهى ، عثمان او را به خانهء خود برد و در گوشه‌اى پناهش داد و براى اينكه از پيامبر براى او امان بگيرد به حضور ايشان برگشت . شنيد كه پيامبر ( ص ) مى گويد : معاوية بن مغيره در مدينه است و امروز صبح در شهر بوده است او را جستجو كنيد . يكى از حاضران گفت : او از خانهء عثمان بيرون نيست ، آنجا او را پيدا كنيد . اصحاب وارد خانهء عثمان شدند ، ام كلثوم به جايى كه عثمان او را پنهان كرده بود اشاره كرد و او را كه زير شكم ماده خرى خود را پنهان كرده بود پيدا كردند و به حضور پيامبر آوردند . عثمان همين كه معاوية بن مغيره را ديد به پيامبر گفت : سوگند به كسى كه ترا به حق مبعوث فرموده است من فقط براى اين به حضورت آمده‌ام كه براى او امان بخواهم . او را به من ببخش و پيامبر ( ص ) او را به عثمان بخشيد و سه روز به او مهلت