تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
برادران ما مى دانستند كه خداوند چگونه ما را گرامى داشته و ما در چه نعمتى به سر مى بريم تا در جهاد و به هنگام جنگ سستى و خوددارى نكنند . خداوند متعال به ايشان فرمود ، من از سوى شما اين موضوع را به آنان ابلاغ مى كنم و اين آيه را نازل فرمود : « و كسانى را كه در راه خدا كشته شده‌اند مردگان مپنداريد كه ايشان زندگانند و در پيشگاه پروردگارشان روزى داده مى شوند . »

سخن دربارهء آنچه بر مشركان پس از بازگشت به مكه گذشت

واقدى مى گويد : موسى بن شيبة از قطن بن وهيب ليثى براى من نقل كرد كه چون دو گروه از يكديگر جدا شدند دست بداشتند و قريش آهنگ مكه كردند ، شتران را سوار شدند و اسبها را يدك كشيدند . وحشى ، غلام جبير بن مطعم ، بر مركب خود چهار روزه خود را به مكه رساند تا مژدهء شكست و كشته شدن مسلمانان را بدهد . چون به گردنه و دروازهء حجون رسيد با صداى بلند فرياد برآورد و چند بار گفت : اى گروه قريش تا مردم پيش او جمع شدند ، و بيم آن داشتند كه خبر ناخوش آورده باشد و چون وحشى جمع آنان را كافى ديد ، گفت : مژده دهيد كه از ياران محمد چنان كشتارى كرديم كه در هيچ حمله‌اى چنان كشتارى نكرده‌ايم ، محمد را هم زخمى و زمين گير كرديم و سر و سالار لشكر ، حمزة بن عبد المطلب را كشتيم . مردم از هر سو پراكنده شدند و شروع به اظهار شادى در مورد كشته شدن ياران پيامبر كردند . جبير بن مطعم با وحشى خلوت كرد و گفت : بنگر چه مى گويى وحشى گفت : به خدا سوگند راست گفتم : جبير پرسيد : حمزة را تو كشتى گفت : آرى ، به خدا سوگند كه بر او زوبين پراندم كه به شكمش خورد و از ميان رانهايش بيرون آمد و هر چه او را صدا كردند ، پاسخ نداد و من جگر حمزه را گرفته‌ام و با خود پيش تو آوردم كه آن را ببينى . جبير گفت : اندوه زنهاى ما را از ميان بردى و سوزش دلهاى ما را خنك كردى و به زنان خود فرمان داد كه به استعمال بوى خوش و روغن بازگردند . واقدى مى گويد : عبد الله بن ابى امية بن مغيرة مخزومى همين كه مشركان در آغاز جنگ احد شكست خوردند و گريختند همچنان گريزان به راه خود ادامه داد و خوش نداشت كه به مكه آيد . به طائف رفت و به مردم ثقيف گفت : ياران محمد پيروز شدند و