مى گويد [ ابن ابى الحديد ] : از نقيب ابو جعفر دربارهء نام او پرسيدم ، گفت : عمرو بوده است . گفتم : آيا همان عمرو بن قميئة شاعر است گفت : نه ، كس ديگرى است . گفتم : بنى زهره را چه چيز واداشته است كه در جنگ احد با آنكه داييهاى پيامبر ( ص ) شمرده مى شوند ، آن كارهاى گران را انجام دادند . به ويژه ابن شهاب و عتبة بن ابى وقاص . گفت : اى برادر زاده ، ابو سفيان آنان را تحريك كرد و به هيجان آورد و به انجام بدى وادار كرد ، كه آنان در جنگ بدر از ميان راه به مكه برگشتند و در آن جنگ حاضر نشدند . ابو سفيان كالاهاى ايشان در كاروان را توقيف كرد و به ايشان نپرداخت و سفلگان مردم مكه را برايشان شوراند و آنان بنى زهره را سرزنش مى كردند كه چرا بازگشتهاند و آنان را به ترس و محافظه كارى در كار محمد ( ص ) متهم مى كردند و چنان اتفاق افتاد كه ابن شهاب و عتبه در جنگ احد حضور داشتند و از آنان چنان كارها سر زد .
بلاذرى مى گويد : عتبة بن ابى وقاص همان روز جنگ احد گرفتار دردى سخت شد كه پس از تحمل رنج بسيار درگذشت و ابن قميئة در معركه كشته شد و هم گفته شده است كه او را بزى شاخ زد و از آن درگذشت .
بلاذرى مى گويد : واقدى چگونگى مرگ ابن شهاب زهرى را ننوشته است و گمان مى كنم فراموش كرده است . يكى از افراد قريش براى من نقل كرد كه عبد الله بن شهاب را در راه بازگشت به مكه افعى گزيد و مرد . بلاذرى مى گويد : از يكى از افراد خاندان بنى زهرة در مورد ابن شهاب پرسيدم ، منكر آن شد كه پيامبر ( ص ) بر او نفرين فرموده باشد يا آنكه او پيشانى پيامبر ( ص ) را شكسته باشد و گفتند : آن كس كه چهرهء پيامبر ( ص ) را زخمى كرده است عبد الله بن حميد اسدى بوده است عبد الله بن حميد فهرى را هر چند واقدى در زمرهء كسانى كه براى كشتن پيامبر ( ص ) پيمان بستند نام نبرده است ولى چگونگى كشته شدن او را نقل كرده است .
واقدى مى گويد : عبد الله بن حميد بن زهير همين كه پيامبر ( ص ) را ديد كه از ضربت ابن قميئة از اسب سقوط كرد . در حالى كه سراپا پوشيده از آهن بود ، اسب خود را به
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 244
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٢٤٤