تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
هنگام فرمود : خشم خداوند بر قومى كه دهان رسول خدا را خون آلود كردند شديد است . خشم خداوند بر قومى كه چهرهء رسول خدا را زخم و خونى كردند سخت است . خشم خداوند بر مردى كه پيامبر ( ص ) او را بكشد ، سخت است . سعد مى گويد : اين نفرين پيامبر ( ص ) تا حدودى خشم مرا نسبت به برادرم تسكين داد و چندان به كشتن او حريص بودم كه به هيچ چيز چنان حرصى نداشتم و هر چند تا آنجا كه مى دانستم مردى بدخو و نسبت به پدر سركش و نا فرمان بود ، دو بار صفهاى مشركان را شكافتم و به جستجوى برادرم پرداختم تا او را بكشم ولى او همچون روباه از من مى گريخت . بار سوم پيامبر ( ص ) به من فرمود : اى بندهء خدا چه مى خواهى آيا مى خواهى خودت را به كشتن دهى و من خوددارى كردم . پيامبر ( ص ) سپس عرضه داشت پروردگارا امسال را بر هيچ يك از ايشان تمام مفرماى . سعد بن ابى وقاص مى گويد : به خدا سوگند آن سال بر هيچ يك از كسانى كه به پيامبر ( ص ) سنگ زده و او را زخمى كرده بود به پايان نرسيد . عتبة بن ابى وقاص مرد ، در مورد ابن قميئة اختلاف است ، برخى گفته‌اند او در آوردگاه كشته شده است و برخى گفته‌اند او در جنگ احد تيرى به مصعب بن عمير زد كه به مصعب خورد و او را كشت و در همان حال مى گفت : بگير كه من پسر قميئة ام . رسول خدا ( ص ) فرمود : خداوند خوار و زبونش فرمايد . ابن قميئة در حالى كه مى خواست ماده بزى را بدوشد ، ماده بز او را شاخ زد و كشت و جسد او را ميان كوهها پيدا كردند و اين به سبب نفرين پيامبر ( ص ) بر او بود . ابن قميئة هنگامى كه پيش ياران خود برگشته بود گفته بود كه او محمد ( ص ) را كشته است . او يكى از افراد خاندان ادرم و از قبيله بنى فهر بود . بلاذرى نام عبد الله بن حميد بن زهير بن حارث بن اسد بن عبد العزى بن قصى را هم در زمرهء كسانى كه در جنگ احد براى كشتن پيامبر ( ص ) پيمان بستند آورده است . بلاذرى همچنين مى گويد آن كسى كه پيشانى پيامبر ( ص ) را زخمى كرد و شكست ابن شهاب بوده است كه همان عبد الله بن شهاب زهرى است و او نياى محدث و فقيه مشهور محمد بن مسلم بن عبيد الله بن عبد الله بن شهاب است . ابن قميئة هم مردى بى دندان و داراى چانهء كوتاه و ناقص بود . نه بلاذرى و نه واقدى نام اصل ابن قميئة را ننوشته‌اند .