تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
كنار رسول خدا رسيد و شمشير خود را بالا برد و در همان حال عتبة بن ابى وقاص هم به پيامبر ( ص ) سنگ انداخت و پيامبر ( ص ) سوار بر اسب بود و چون دو زره پوشيده بود سنگين بود و از اسب در گودالى كه پيش روى اسب قرار داشت در افتاد . واقدى مى گويد : و چون پيامبر ( ص ) در آن گودال افتاد ، هر دو زانويش خراشيده و زخمى شد . ابو عامر فاسق ميان آوردگاه گودالهايى كنده بود كه شبيه خندقهاى مسلمانان بود و پيامبر ( ص ) بدون آنكه متوجه باشد . كنار يكى از آنها ايستاده بود كه در آن افتاد و زانوهايش زخمى شد . شمشير ابن قميئة كارگر واقع نشد . ولى سنگينى شمشير و ضربه موجب به زمين افتادن رسول خدا گرديد و پيامبر ( ص ) در حالى كه على ( ع ) دست او را گرفته بود و طلحه از پشت سر كمك مى كرد خود را از گودال بيرون كشيد و بر پاى ايستاد واقدى مى گويد : ضحاك بن عثمان از حمزة بن سعيد از ابو بشر مازنى نقل مىكند كه مى گفته است : من كه نوجوانى بودم در جنگ احد حضور داشتم . ابن قميئة را ديدم كه شمشير خود را فراز سر رسول خدا برد و ديدم پيامبر ( ص ) با دو زانوى خود در گودالى كه پيش پايش بود افتاد و از نظر پوشيده ماند . من كه نوجوان بودم شروع به فرياد كشيدن كردم تا آنكه ديدم مردم به سوى پيامبر ( ص ) دويدند و نگريستم كه طلحة بن عبيد الله كمر بند پيامبر ( ص ) را گرفت تا از جاى برخاست . واقدى مى گويد : و گفته شده است آن كسى كه چهره پيامبر ( ص ) را زخمى كرده است ابن شهاب زهرى بوده است و كسى كه دو دندان رسول خدا را شكسته و لبهاى ايشان را زخمى كرده است عتبة بن ابى وقاص بوده است و آن كسى كه گونه‌هاى پيامبر ( ص ) را چنان زخمى كرد كه حلقه‌هاى مغفر در آن فرو شد ابن قميئة بوده است . از شكاف زخمى كه بر پيشانى پيامبر ( ص ) رسيده بود چندان خون روان شد كه ريش آن حضرت را از خون خيس كرد . سالم ، برده آزاد كرده و وابستهء ابو حذيفة ، خون را از چهرهء رسول خدا مى زدود و مى گفت : چگونه ممكن است مردمى كه نسبت به پيامبر خود كه ايشان را به سوى خدا فرا مى خواند اين چنين مى كنند رستگار شوند . در اين هنگام خداوند متعال اين گفتار خود را نازل فرمود كه مى فرمايد : « نيست براى تو از امر چيزى يا توبه دهد ايشان را يا عذاب كند ايشان را كه ستمكارانند . » واقدى مى گويد : سعد بن ابى وقاص روايت كرده است كه پيامبر ( ص ) در آن