رسيدن ايشان زبون مى شوم مى گويند ابن اشرف به صورت كعبى كه بى تابى مىكند در آمده است . . . واقدى مى گويد : اين ابيات را عبد الله بن جعفر و محمد بن صالح و ابن ابى الزناد براى من املاء كردند ، چون كعب بن اشرف اين ابيات را سرود ، مردم در مكه آنها را از او فرا گرفتند و بهانه قرار دادند و مرثيه سرايى هاى خود را كه قبلا از بيم شماتت مسلمانان حرام كرده بودند ، آشكار ساختند . پسركان و دختركان در مكه اين ابيات را مى خواندند و قريش يك ماه بر كشتگان خود مويه كرد و هيچ خانهاى در مكه باقى نماند مگر آنكه در آن سوگوارى و مويه بود . زنان موهاى خود را آشفته كردند ، گاه اسب و شتر مرد كشته شده را مى آوردند و ميان خود بر پا مى داشتند و بر گردش مويه مى كردند . زنان سوگوار به كوچهها مى آمدند و در كوچهها پرده زده بودند و پشت آن سوگوارى مى كردند و مردم مكه خواب عاتكه و جهيم بن صلت را تصديق مى كردند .
واقدى مى گويد : كسانى از قريش كه براى پرداخت فديه اسيران به مدينه آمدند چهارده و گفته شده است پانزده مرد بودهاند و نخستين كس كه آمد مطلب بن ابو وداعه بود و بقيه هم سه شب پس از او به مدينه آمدند .
گويد : اسحاق بن يحيى براى من نقل كرد كه از نافع بن جبير پرسيدم ميزان فديه اسيران چه قدر بود گفت : از همه بيشتر چهار هزار درهم بود و سپس سه و دو هزار و هزار درهم ، مگر نسبت به گروهى كه مال نداشتند و پيامبر ( ص ) بر آنان منت نهاد و ايشان را بدون دريافت فديه آزاد فرمود .
پيامبر ( ص ) در مورد ابو وداعه فرموده بود او را در مكه پسر زيرك توانگرى است كه فديه او را هر چه هم گران باشد خواهد پرداخت . چون او به مدينه آمد فديهء پدر خود را چهار هزار درهم پرداخت . ابو وداعه نخستين اسيرى بود كه فديهاش پرداخت شد و قريش به مطلب پسر ابو وداعه كه او را در حال آماده شدن براى رفتن پيش پدرش ديدند ، گفتند : شتاب مكن كه مى ترسيم در مورد اسيران كار ما را خراب كنى و چون محمد درماندگى ما را ببيند ميزان فديه را بالا ببرد و گران كند و بر فرض كه تو توانگرى همهء قوم به توانگرى تو نيستند . او گفت : من تا هنگامى كه شما براى پرداخت فديه نرفتهايد نخواهم رفت و بدين گونه با آنان خدعه كرد و همين كه آنان غافل شدند شبانه بر مركب خود سوار شد و در چهار شب خود را به مدينه رساند و فديه پدر خويش را چهار هزار درهم پرداخت كرد . چون قريش او را در اين مورد نكوهش كردند گفت : من نمى توانستم پدر
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 165
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١٦٥