تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
پاسخ ابو سفيان چنين سروده است : اگر سعد آزاد مى بود آن روز در مكه پيش از آنكه اسير شود بسيارى از شما را مى كشت ، با شمشير تيز برنده و كمانى كه از چوب نبع ساخته شده است و چون تير از آن رها مىشود بانگ ناله‌اش برمى خيزد . ابو العاص بن ربيع را خراش بن صمه اسير كرد و برادرش عمرو بن ربيع براى پرداخت فديه او آمد . فديه هم پيمانى از ايشان به نام ابو ريشه را نيز عمرو بن ربيع پرداخت و عمرو بن ازرق را هم عمرو بن ربيع آزاد كرد . عمرو بن ازرق پس از قرعه كشى در سهم تميم ، بردهء آزاد كرده خراش بن صمه ، قرار گرفته بود . عقبة بن حارث حضرمى را عمارة بن حزم اسير كرد ولى پس از قرعه كشى در سهم ابى بن كعب قرار گرفت و عمرو بن ابو سفيان بن اميه فديه او را پرداخت . و ابو العاص بن نوفل بن عبد شمس كه عمار بن ياسر او را اسير كرد و براى آزادى و پرداخت فديه او پسر عمويش آمد ، جمعا هشت تن . از خاندان نوفل بن عبد مناف ، عدى بن خيار كه خراش بن صمه او را اسير كرد و عثمان بن عبد شمس برادر زاده عتبة بن غزوان كه هم پيمان ايشان بود و او را حارثة بن نعمان اسير كرده بود ، و ابو ثور كه او را ابو مرثد غنوى اسير كرده بود ، جمعا سه تن كه هر سه تن را جبير بن مطعم با پرداخت فديه آزاد كرد . از خاندان عبد الدار بن قصى ابو عزيز بن عمير كه او را ابو اليسر اسير گرفت اما در قرعه كشى در سهم محرز بن نضله قرار گرفت . واقدى مى گويد : ابو عزيز برادر پدر و مادرى مصعب بن عمير بود و مصعب به محرز بن نضله گفت : او را ارزان از دست ندهى كه مادرى بسيار توانگر در مكه دارد . ابو عزيز به مصعب گفت : اى برادر سفارش تو نسبت به برادرت چنين است مصعب گفت : محرز برادر من است نه تو ، و مادرش براى فديه او چهار هزار درهم فرستاد و اين پس از آن بود كه پرسيده بود بيشترين مبلغى كه براى افراد قريش فديه پرداخته‌اند چقدر است ، گفته بودند چهار هزار درهم و او چهار هزار درهم را فرستاد . اسود بن عامر بن حارث بن سباق كه او را حمزة بن عبد المطلب اسير كرده بود ، جمعا دو تن كه براى آزادى و پرداخت فديه آن دو طلحة بن ابى طلحه به مدينه آمد . از خاندان اسد بن عبد العزى بن قصى ، سائب بن ابى حبيش بن مطلب بن اسد بن عبد العزى كه او را عبد الرحمان بن عوف اسير كرد و عثمان بن حويرث بن عثمان بن اسد
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 168 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى