خود را در حال اسيرى رها كنم و شما آسوده و بى خيال باشيد . ابو سفيان بن حرب گفت : اين پسر نوجوان به خويش و انديشهء خود شيفته است و كار را بر شما تباه مىكند ، من كه به خدا سوگند براى پسرم عمرو فديه نخواهم پرداخت ، اگر چه يك سال هم در اسارت بماند مگر اينكه محمد خود او را آزاد كند . به خدا سوگند چنين نيست كه از همهء شما تهيدست تر باشم ولى دوست ندارم كارى را كه موجب دشوارى براى شما مىشود انجام دهم و عمرو هم مانند يكى ديگر از اسيران شما خواهد بود .
واقدى مى گويد : نام كسانى كه براى آزادى اسيران آمدند چنين است ، از خاندان عبد شمس ، وليد بن عقبة بن ابى معيط و عمرو بن ربيع برادر ابو العاص بن ربيع ، از خاندان نوفل بن عبد مناف ، جبير بن مطعم ، از خاندان عبد الدار بن قصىّ ، طلحة بن ابى طلحه ، از خاندان اسد بن عبد العزى بن قصى ، عثمان بن ابى حبيش ، از خاندان مخزوم عبد الله بن ابى ربيعه و خالد بن وليد و هشام بن وليد بن مغيرة و فروة بن سائب و عكرمة بن ابى جهل ، از خاندان جمع ابىّ خلف و عمير بن وهب از خاندان سهم مطلب بن ابى وداعه و عمرو بن قيس ، از خاندان مالك بن حسل ، مكرز بن حفص بن احنف ، همهء ايشان براى پرداخت فديه خويشاوندان و وابستگان خود به مدينه آمدند . جبير بن مطعم مى گفته است از همان هنگام كه براى پرداخت فديه به مدينه رفتم اسلام در دل من جا گرفت و چنان بود كه شنيدم پيامبر ، كه درود خداوند بر او و خاندانش باد ، در نماز مغرب سوره « و الطور » را خواند و از همان لحظه اسلام در دل من رخنه كرد .
سخن درباره نام اسيران بدر و كسانى كه آنان را اسير كردند
واقدى مى گويد : از بنى هاشم عباس بن عبد المطلب كه او را ابو اليسر كعب بن عمرو اسير كرد و عقيل بن ابى طالب كه او را عبيد بن اوس ظفرى اسير كرد و نوفل بن حارث بن عبد المطلب كه او را جبّار بن صخر اسير كرد و هم پيمانى از بنى هاشم كه از قبيله فهر بود به نام عتبة ، چهار تن .
از خاندان مطلب بن عبد مناف ، سائب بن عبيد و عبيد بن عمرو بن علقمه ، دو تن كه هر دو را سلمة بن اسلم بن حريش اشهلى اسير كرد .
واقدى مى گويد : اين موضوع را ابن ابى حبيبة براى من نقل كرد و گفت براى آزادى آن دو كسى نيامد و چون مالى نداشتند پيامبر ( ص ) بدون دريافت فديه آزادشان