ابو العاص آنگاه به مكه رفت و چون به شهر رسيد همهء اموال افراد قريش را كه براى مضاربه به او داده بودند به ايشان باز گرداند و چون از آن كار آسوده شد به آنان گفت : اى گروه قريش آيا براى كسى از شما مالى پيش من مانده است كه نگرفته باشد گفتند : نه و خدايت پاداش دهاد كه ترا با وفا و كريم يافتهايم . گفت : اينك گواهى مى دهم كه پروردگارى جز خداوند يكتا نيست و محمد رسول خداست . به خدا سوگند چيزى مرا از مسلمان شدن باز نداشت مگر بيم از اين تصور شما كه من مى خواهم اموال شما را بخورم و با خود ببرم . اينك كه خداوند اموالتان را به سلامت به شما برگرداند گواهى مى دهم كه مسلمان شده و از آيين محمد پيروى كردهام ، و سپس شتابان بيرون آمد و خود را به حضور پيامبر ( ص ) رساند .
محمد بن اسحاق مى گويد : داود بن حصين از عكرمه از ابن عباس براى من نقل كرد كه پيامبر ( ص ) پس از شش سال زينب را با همان عقد و نكاح نخست و بدون عقد مجدد به ابو العاص برگرداند . واقدى مى گويد : و چون پيامبر ( ص ) از كار اسيران فراغت يافت و خداوند عز و جل در جنگ بدر ميان كفر و ايمان را مشخص فرمود . مشركان و منافقان و يهوديان زبون شدند و در مدينه هيچ يهودى و منافقى باقى نماند مگر اينكه خاضع شد . گروهى از منافقان مى گفتند اى كاش با محمد بيرون مى رفتيم و به غنيمتى مى رسيديم . يهوديان با خود مى گفتند او همان كسى است كه نشانههايش را در كتابهاى خود ديدهايم و به خدا سوگند از اين پس پرچمى براى او برافراشته نمى شود مگر اينكه پيروز خواهد شد .
كعب بن اشرف گفت : امروز دل زمين بهتر از روى آن است اينان همه اشراف و سروران مردم و پادشاهان عرب و اهل منطقه امن و حرم بودند كه كشته شدند . كعب به مكه رفت و به خانه وداعة بن ضبيره وارد شد و آنجا اشعارى در نكوهش مسلمانان و مرثيه كشته شدگان مشركان در بدر سرود و از جمله چنين گفت : آسياب بدر براى نابودى اهل آن به گردش آمد ، آرى كه براى امثال بدر بايد .
گريست و اشك ريخت . بزرگان مردم بر گرد حوض آن كشته شدند . از خير و نيكى دور نباشيد همانا پادشاهان كشته شدند . مردمى كه من در قبال به قدرت
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 164
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١٦٤