تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
همان كسى است كه در جنگ بدر پاى على بن اميه را قطع كرده است . مادر صفوان گفت : ما را از خاطره و ياد افرادى كه در شرك و كافرى كشته شده‌اند رها كنيد . خداوند على - پسرم - را با ضربه شمشير خباب بن منذر خوار و زبون ساخت و خباب را با كشتن على گرامى فرمود ، على هنگامى كه از اينجا رفت ظاهرا مسلمان بود و حال آنكه با شرك و كفر كشته شد . امام محمد بن اسحاق مى گويد : عبد الرحمان بن عوف مى گفته است دست امية بن خلف و پسرش على را به صورت دو اسير در جنگ بدر به دست گرفتم . در همان حال كه با آن دو حركت مى كردم بلال ما را ديد . امية در مكه همواره بلال را شكنجه مى داد ، او را هنگامى كه ريگها داغ و سوزان مى شد بر پشت روى شنها مى خوابانيد و سپس فرمان مى داد سنگ بزرگ داغى را روى سينه‌اش مى نهادند و مى گفت همواره در اين شكنجه خواهى بود مگر آنكه از آيين محمد برگردى و بلال فقط مى گفت احد احد و هيچ كلمه‌اى بر آن نمى افزود . بدين سبب همين كه بلال او را ديد فرياد بر آورد كه اين سر و سالار كفر ، امية بن خلف است . و به اميه گفت اگر تو رهايى يا بى ، من رهايى نخواهم يافت . عبد الرحمان بن عوف مى گويد به بلال گفتم : اى بلال اين اسير من است . گفت : اگر او رهايى يابد ، من رهايى نخواهم يافت . گفتم : اى پسر كنيزك سياه ، گوش بده . گفت : اگر او رهايى يابد ، من رهايى نخواهم يافت و با تمام نيرو فرياد برآورد كه اى انصار خدا اين امية بن خلف سر و سالار كفر است ، اگر او رهايى يابد ، من رهايى نخواهم يافت . آنان چنان ما را در بر گرفتند كه چون حلقه دست بند بود . من از او دفاع مى كردم ، در اين هنگام عمار بن ياسر با شمشير به على پسر امية ضربتى زد كه به پاى او برخورد و آن را قطع كرد و على بر زمين افتاد . اميه چنان فريادى كشيد كه هرگز نظيرش را نشنيده بودم . دست از او برداشتم و گفتم : خود را نجات بده ، گرچه اميدى به نجات نيست و به خدا سوگند من ديگر براى تو نمى توانم كارى انجام دهم . گويد : آنان با شمشيرهاى خود اميه و پسرش را پاره پاره كردند و از آن كار آسوده شدند . گويد : عبد الرحمان بن عوف مى گفته است خدا بلال را رحمت كناد ، زره‌هايى كه جمع كرده بودم از دستم رفت و اسير من را هم او از ميان برد .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 109 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى