چيست تورات ز فرقان شما ، رمزى و بس * يك اشارت بود انجيل ز قرآن شما
هست هر سوره به تحقيق ز قرآن حكيم * آيهى محكمهاى در صفت شأن شما
آستان تو بود مركز سلطان هُما * قاف عنقاى قدم ، شرفهى ايوان شما
اى كه در مكمن غيبى و حجاب ازلى * آه از حسرت روى مه تابان شما
رخش همت بكن اى شاه جوانبخت تو زين * تا شود زال فلك ، چاكر ميدان شما
زَهرهى شير فلك آب شود ، گر شنود * شيههى زهره جبين توسن غرّان شما
« مفتقر » را نه عجب گر بنمايى تحسين * منم امروز در اين مرحله حسّان شما
( با تلخيص )
قصيدهاى از شهيد شيخ فضل الله نورى قدّس سرّه
اى آن كه كسى سرو چو قد تو نديده * چون لعل لبت غنچه ز گلزار نچيده
چون نرگس مستت به همه گلشن عالم * نه ديده چنين ديده و نه گوش شنيده
خضر ار لب لعل تو نمىكرد تمنا * تا حشر به سرچشمهى حيوان نرسيده
نشناخته گفتند گروهى كه خدايى * پس مد شناساى تو را چيست عقيده
واقف نشد از سر توى اى مخزن اسرار * جز عارف چل ساله كه در خرقه خزيده
مىكرد تجلى اگر اين يوسف ثانى * دلباختگان دل عوض دست بريده
دانم به يقين گر به رخت پرده نبودى * كس يوسف كنعان به كلافى نخريده
در مردمك ديده و از ديده نهانى * پيدا و نهان ، غير خداوند كه ديده
دانى ز چه در پاى گل سرخ بود خار * از بس كه به گلزار ز شوق تو دويده
فاخته سان بهر تو با نغمهى كوكو * هر لحظه از اين شاخ بدان شاخ پريده
از چيست كه بلبل شده دلباختهى گل * زين رو كه يكى روز گلى دست تو ديده