تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( در انتظار ققنوس ) ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
چيست تورات ز فرقان شما ، رمزى و بس * يك اشارت بود انجيل ز قرآن شما هست هر سوره به تحقيق ز قرآن حكيم * آيه‌ى محكمه‌اى در صفت شأن شما آستان تو بود مركز سلطان هُما * قاف عنقاى قدم ، شرفه‌ى ايوان شما اى كه در مكمن غيبى و حجاب ازلى * آه از حسرت روى مه تابان شما رخش همت بكن اى شاه جوانبخت تو زين * تا شود زال فلك ، چاكر ميدان شما زَهره‌ى شير فلك آب شود ، گر شنود * شيهه‌ى زهره جبين توسن غرّان شما « مفتقر » را نه عجب گر بنمايى تحسين * منم امروز در اين مرحله حسّان شما
( با تلخيص )

قصيده‌اى از شهيد شيخ فضل الله نورى قدّس سرّه

اى آن كه كسى سرو چو قد تو نديده * چون لعل لبت غنچه ز گلزار نچيده چون نرگس مستت به همه گلشن عالم * نه ديده چنين ديده و نه گوش شنيده خضر ار لب لعل تو نمىكرد تمنا * تا حشر به سرچشمه‌ى حيوان نرسيده نشناخته گفتند گروهى كه خدايى * پس مد شناساى تو را چيست عقيده واقف نشد از سر توى اى مخزن اسرار * جز عارف چل ساله كه در خرقه خزيده مىكرد تجلى اگر اين يوسف ثانى * دلباختگان دل عوض دست بريده دانم به يقين گر به رخت پرده نبودى * كس يوسف كنعان به كلافى نخريده در مردمك ديده و از ديده نهانى * پيدا و نهان ، غير خداوند كه ديده دانى ز چه در پاى گل سرخ بود خار * از بس كه به گلزار ز شوق تو دويده فاخته سان بهر تو با نغمه‌ى كوكو * هر لحظه از اين شاخ بدان شاخ پريده از چيست كه بلبل شده دلباخته‌ى گل * زين رو كه يكى روز گلى دست تو ديده