اى قلهى كوه عشق و عاشق * وى مرشد ظاهر و نهانى
اى جلوهى كامل أنا الحق * در عرش مرفّع جهانى
اى موسى صعق ديده در عشق * از جلوهى طور لامكانى
اى اصل شجر ، ظهورى از تو * در پرتو سرّ سرمدانى
بر گوى به عشق سرّ لاهوت * در جمع قلندران فانى
اى نقطهى عطف راز هستى * برگير ز دوست جام مستى
قصيدهاى از مرحوم استاد مهدى الهى قمشهاى رحمه اللّه
اى جمال زيبايت ، ظل حسن يزدانى * گشته آشكار از وى ، سرّ غيب پنهانى
اى به كشور ايمان ، شهريار بىهمتا * وى به عرصهى امكان ، گنج علم سبحانى
آيت خدايى تو ، جان مصطفايى تو * قلب مرتضايى تو ، هفت سرّ قرآنى
بر كمال صنع خويش ، حق تبارك الله گفت * چون تو را به حُسن آراست ، ربّ نوع انسانى
از تو بر سر آدم ، تاج عزّ كَرّمنا * نوح را تويى رهبر ، ز انقلاب طوفانى
زان جمال قدّوسى ، پرده برفكن كز عشق * بر رُخت شود حيران ، چشم ماه كنعانى
از رخت نقاب افكن ، راز عالمى بگشا * تا عيان شود بر خلق سرّ اوّل و ثانى
هم نهان و هم پيدا ، در مَثَل چو خورشيدى * گرچه از نظر چنديست ، زير ابر پنهانى
راه سخت و منزل دور ، شام تار و مَه بىنور * پاى خسته ، دل رنجور ، رهبرا تو خود دانى
خاطر « الهى » را از رُخت چو ماه افروز * كز غمت شب هجران ، دَرهم است و ظلمانى
* * * ( با تلخيص )
مثنوى « زمزمهى دلباختگان » از آيت الله مكارم شيرازى دامت بركاته
برو اى باد صبا كن گذرى * ببر از ما سوى آن شه خبرى
تو مهين پادشه خوبانى * تو در اين پيكر عالم جانى
جام دل از غم تو لبريز است * سينه پر اخگر و آتش خيز است
فاش مىگويم و دلباختهام * به تو ، از غير تو پرداختهام
من همان روز كه بشناختمت * يك نگه كردم و دل باختمت
تو همان عيسى روح اللهى * وارث صدق كليم اللهى