نيروى دافعه نيز از برودت بهرهمند مىگردد بدين گونه كه از تحليل بادِ يارى رسان در عمل دفع ، جلوگيرى مىنمايد « 1 » و آن را غلظت مىبخشد و علاوه بر آن رشته ليف پهنِ فشاردهنده را منقبض مىكند و آن را ( بر شكل مناسب در عمل دفع ) متراكم مىگرداند ، اين نيز آماده نمودن ابزار است نه تأثير مستقيم در ذات عمل ، بنا بر اين برودت در يارى رسانى اين نيروها ( ماسكه و دافعه ) بطور غير مستقيم
عمل مىنمايد و در صورتى كه مستقيم و در ذات فعل آنها وارد شود باعث زيان و جمود حركت مىگردد .
3 . يبوست ، نياز بدان در كنشهاى نيروهاى سه گانه - يعنى دو ناقله و يك ماسكه - وجود دارد ، درباره دو ناقله - يعنى نيروى جاذبه و دافعه - نياز مبرم به خشكى به دليل ايجاد امكان زياد براى تكيه كردن كه در هرگونه حركت ضرورى است مىباشد ، مقصود من از حركت ، حركت روح حامل اين نيروها به سوى كنشهاى خود مىباشد كه اين حركت به دفع نيروهايى مىانجامد كه از مانند آن سستى رطوبى « 2 » را بر طرف مىگرداند ، هر گاه اين سستى رطوبى در گوهر روح يا در گوهر ابزار وجود داشته باشد ، اما نياز نيروى ماسكه به خشكى براى ايجاد انقباض در اشيا مىباشد . « 3 »
اما نيروى هاضمه ( نيازى به خشكى ندارد بلكه ) نياز آن ( براى طبخ و نضج ) به رطوبت شديدتر است .
اينك اگر در صدد مقايسهاى بين كيفيتهاى فاعلى ( گرمى ، سردى ) و منفعلى ( خشكى ، ترى ) و مقدار نياز اين نيروها به آنها باشيد به نتايج زير دست مىيابيد :
هامش
( 1 ) چنانچه در ادرار كردن ، دافعه مثانه به كمك ريح در مجرا كشيدگى و انفتاح ايجاد مىنمايد .
( 2 ) سستى كه به سبب رطوبت به وجود مىآيد باعث ضعف در قوا ( جاذبه ، دافعه ) مىگردد ، خشكى آن را دفع مىگرداند .
( 3 ) كيفيت خشكى باعث تقويت آن مىگردد .