نياز نيروى ماسكه به خشكى از نياز به گرمى بيشتر است ، زيرا مدت زمان ايجاد سكون توسط نيروى ماسكه از زمان حركت دادن آن رشته اريب « 1 » را براى قبض اشيا ، به مراتب بيشتر مىباشد ، چرا كه مدت زمان حركت دادن آن كه به حرارت نياز دارد ، كوتاه است و بيشترين زمان كنش نيروى ماسكه به نگه دارى و سكون بخشى مصرف مىگردد .
از آنجا كه مزاج كودكان بسيار به رطوبت گرايش دارد ، طبعاً نيروى ماسكه در ايشان ضعيف مىباشد .
نياز نيروى جاذبه به حرارت ، از نياز به خشكى بيشتر است ، زيرا حرارت در فعل جذب يارى رسان مىباشد ، بلكه بيشتر زمان كنش آن حركت بخشى است و نياز آن به حركت بخشى به مراتب از نياز به سكون بخشى اجزاى ابزار آن و ايجاد قبض در آن به سبب خشكى بيشتر مىباشد و علاوه بر اين نيروى جاذبه تنها به حركت زياد نياز ندارد ، بلكه به حركت نيرومند نيازمند مىباشد . « 2 »
فعل جذب به چند روش انجام مىگيرد :
1 . به سبب كنش نيروى جاذبه ، مانند آنچه در كشيدن آهن توسط نيروى مغناطيس مشاهده مىشود ؛
2 . به سبب ايجاد خلأ ، چنانچه در كشيدن آب توسط آب دزدك « 3 » انجام مىشود « 4 » ؛
3 . به سبب گرمى ، همانند روغن كه به وسيله شعلة فتيلة چراغ كشيده مىشود . « 5 »
اگرچه قسم سوم نزد محققان ( روش مستقلى نيست بلكه ) به ايجاد خلأ برمىگردد و در حقيقت خود ايجاد خلأ است ، بنا بر اين هرگاه با نيروى جاذبه حرارت يار گردد نيروى جذب ، نيرومندتر انجام مىگيرد . « 6 »
هامش
( 1 ) در نسخه بولاق و تهران ، رشته عريض دارد كه نادرست است زيرا حركت ماسكه با رشته ليف اريب ( مايل ) انجام مىپذيرد ؛ لذا طبق نسخه آملى « رشته مورب » ترجمه شد .
( 2 ) لذا حركت نيرومند به گرمى نياز بيشترى دارد .
( 3 ) » آب دزد » تعبير جرجانى از زراقات در عبارت قانون مىباشد . ( ذخيره ، ص 61 )
( 4 ) از آنجا كه خلأ امرى ممتنع مىباشد ، لذا خلأ به ضرورت مقتضى جذب بالذات ( سرشتى ) مىباشد .
( 5 ) اين جذب به وسيله گرمى مىباشد .
( 6 ) زيرا دو سبب جذب با هم جمع مىشوند .