پيوند با يكديگر را دارند ، لذا تكمههايى براى آن آفريده نشده ، بلكه حفرههايى وجود دارد ، سپس تكمههاى مهرههاى تحتانى و فوقانى به اين حفرهها متوجه مىباشند ، ( كناره ) مهره فوقانى به سمت پايين و مهره تحتانى به سمت بالا مىباشد تا مهره وسط به آسانى در جهت عكس حركت مايل گردد و براى مهره فوقانى ، كشش به سمت پايين و براى مهره تحتانى ، كشش به سمت بالا مىباشد .
فصل چهاردهم : تشريح دندهها
دندهها حفاظت از احشاى سينهاى از قبيل ابزار تنفسى « 1 » و بخشهاى فوقانى دستگاه گوارش « 2 » را به عهده دارند و استخوانى يك پارچه قرار داده نشده تا بر بدن سنگينى نكند و در صورت رسيدن آسيب ، همه آن را فرا نگيرد و در صورت نياز به آسانى گشاده گردد ، مانند آنچه طبيعى است « 3 » يا چون وقت پر شدن شكم از غذا و باد در اين صورت به فضايى وسيعتر براى هواى جذب شده نياز مىباشد و ديگر اين كه ماهيچههاى سينهاى يارى كننده حركات تنفسى و آنچه مربوط بدان است « 4 » در لابلاى دندهها قرار گيرند . « 5 »
از آنجا كه سينه ، « 6 » بر ريه و قلب و اعضاى « 7 » مرتبط بدان احاطه دارد ، لازم است در صيانت از آنها نهايت مراعات انجام گردد ، زيرا اثر آسيبهايى كه بدان اعضا وارد مىگردد بسيار بزرگ ( و فراگير ) مىباشد ، با اين وجود نبايد نگهدارى همه جانبه از اين اعضا باعث ايجاد تنگى و آسيب رسانى بدانها گردد ، بنا بر اين دندههاى هفت گانه فوقانى اين چنين آفريده شده ، مشتمل بر اعضاى درونى خود ، در جلو به استخوان جناغ پيوند خورده ، و بر
هامش
( 1 ) ريه و عضلات سينه .
( 2 ) مرى ، دهانه معده ، كبد ، طحال .
( 3 ) هنگام حركتهاى شديد و هواى گرم كه نياز طبيعى به هوا مىباشد .
( 4 ) مانند صدا و سخن گفتن .
( 5 ) حركت آلات تنفسى ؛ يعنى سينه ، ريه و حجاب حاجز به يك ماهيچه ممكن نمىباشد و نياز به تعدد ماهيچه دارد لذا بايد استخوانهاى متعدد با فاصله وجود داشته باشد تا ماهيچهها در بين آنها جاى گيرد .
( 6 ) در بيان اين كه چرا دندههاى بخش سينهاى تمام و محيط بر قلب و ريه مىباشد .
( 7 ) حجاب و شريانها .