بيشتر مىباشند ) ، بنا بر اين لازم است سوراخهاى مهرهاى در فقرات گردن فراختر باشند و چون كوچكى مهره گردن همراه با فراخى سوراخ آن ، باعث سستى بدنه مهرههاى گردن مىگردد ، لذا بايد در آنجا نوعى از استحكام تمهيد گردد تا آنچه از اين دو عامل ياد شده ( فراخى سوراخ توأم با كوچكى جدار مهرهاى ) سبب سستى مهرههاى گردن گرديده ، جبران شود از اين رو بايد مهرههاى گردن سختترين مهرهها آفريده شده باشد .
از آنجا كه تنه هر مهره گردنى كوچك « 1 » است زايدهاى خارى آن نيز به تناسب كوچك آفريده شده ، و اگر درشت آفريده مىشد ، زمينه شكستگى و آسيب مهرهها در برخورد با اشياى پر قدرت به وجود مىآمد و چون زايده خارى مهرههاى گردن كوچكاند ( در عوض ) بالهاى آن ( زوايد عرضى ) بزرگ دو سر « 2 » و دو شاخه قرار داده شد . « 3 »
از آنجا كه چرخش ( در جهات مختلف ) براى مهرههاى گردنى از سكون و عدم تحرّك ضرورت بيشترى دارد ، و ( از طرفى ) مهرههاى گردنى نسبت به مهرههاى تحتانى حامل و نگهدارنده استخوانهاى زيادى از بدن نمىباشند « 4 » و لذا ( بدين دو دليل ) مفصلهاى مهرههاى گردنى از روانى بيشترى نسبت به مفصلهاى مهرههاى تحتانى برخوردارند و از آنجا كه استحكام از دست رفته مهرهها به دليل روانى مفصلهاى آن ، برابر آن استحكام يا بيشتر از آن توسط عوامل محيطى چون عصب ، ماهيچه و رگها كه مفصلها را احاطه كرده و روى آنها را پوشش داده ، تأمين گرديده و همين امر ( عوامل محيطى ) مفصلهاى گردن را از استحكام خواهى بيشتر بىنياز گردانده و چون نياز به استحكام بيشتر به مفاصل كاهش يافت ، و آن توسط عوامل ياد شده ( وجود عصب و ماهيچه . . . ) به حد كفايت انجام گرديد ، بنا بر اين ديگر زوايد مفصلى بالارو و پايين روى مهرههاى گردنى ، به مانند
هامش
( 1 ) از نسخه آملى ( صغيرا ) ترجمه شد در نسخه بولاق ( رقيقا ) دارد كه مىتوان به تناسب موضوع « باريك » معنا كرد .
( 2 ) ممكن است از عبارت استفاده شود كه خود زايده خارى نيز دو سر مىباشد .
( 3 ) تا از سوراخها و منافذ بيشترى برخوردار باشد و بزرگى بالها مانند بزرگى خارها باعث آسيب پذيرى مهرهها نمىگردد زيرا بالها در دو پهلوى مهره قرار دارند جايى كه در معرض برخورد كمترى مىباشد .
( 4 ) ترجمه مربوط به اين عبارت از قانون مىباشد « اذ ليس اقلالها للعظام الكثيرة اقلال ما تحتها فلذلك . . . » .