مشترك بين آن دو مهره مىباشد ، چه بسا جاى سوراخ از دو طرف بالا و پايين مهره مىباشد و چه بسا تنها از يك طرف و چه بسا در هر يك از دو مهره نيم دايره كامل مىباشد و چه بسا در يك جانب ، سوراخ بزرگتر و در جانب ديگر كوچكتر مىباشد .
اين نوع سوراخها در دو پهلوى ( چپ و راست ) مهره قرار داده شده نه در پشت مهرهها ، به دليل فقدان حفاظت از آنچه ( از عصب و عروق خونى كه ) از اين سوراخها خارج و داخل مىگردد و نيز در معرض برخوردها قرار داشتن . و همچنين اين سوراخها در ناحيه قدامى مهرهها قرار داده نشده ( با اين كه در آنجا در حفاظت بهترى بود ) ، زيرا در جاهايى واقع مىشدند كه سنگينى طبيعى بدن بدان سمت متمايل بوده و نيز حركتهاى ارادى بدن ( چون خم شدن ) بدان سوى مىباشد و همين باعث ناتوان گرديدن ستون فقرات مىگردد و در اين حالت ديگر اين امكان نيست تا ستون استوارى براى اتصال رباط و پيوند عقب « 1 » بدان باشد ، و علاوه بر آن ، كشش بدن بر محل خروجى عصبها موجب سستى و فشار بر آنها مىگردد . « 2 »
اين زايدههاى ( شوكى و خارى ) كه براى صيانت از ستون مهرهها مىباشد ،
توسط عقب و رباطها در بر گرفته شده ، يعنى روى آنها ( نوارهاى ) رباطى « 3 » كشيده شده تا با ايجاد نرمى و روانى ( فرمان پذيرى آسان ) گوشت بدن در اصطكاك با آنها دچار
آسيب نگردد . « 4 »
هامش
( 1 ) » عَقَب » چنانچه پيشتر از بيان شيخ الرئيس فهميده شد ، نوعى رباط است و به رباطٌّهاى اطراف مهرهها اطلاق مىگردد .
فيومى در المصباح المنير ، ص 419 مىگويد : عَقَب سفيد از بندهاى ( طناب ) مفصلهاست . مؤلف بحرالجواهر ، ص 263 مىگويد : عَقَب وزان فرس عصب است و وزان كتِف ( عَقِب ) هر رباطى را مىگويند كه به عضلات كشيده نشود بلكه بين دو استخوان را محكم پيوند زند .
( 2 ) ابن سينا براى واقع نشدن سوراخهاى جانبى در قسمت قدامى مهرهها دو دليل ارائه نموده است : 1 . تضعيف مهرهها ؛ 2 . فشار بر خروجى اعصاب نخاعى ، ابن حزم قرشى ضمن ردّ دليل دوم ، دليل ديگرى را براى آن اقامه مىكند و آن تاشدگى رشتههاى عصبى براى عصب رسانى به دو جانب بدن است كه علاوه بر در تنگنا واقع شدن آنها باعث طولانى شدن بىجهت رشتههاى عصبى نيز مىگردد و آملى شارح قانون ايراد قرشى را وارد ندانسته و عمده دليل شيخ را كه همان ايجاد ضعف در ستون فقرات است ، كافى به مقصود مىداند . ( گزيده از شرح آملى ، ج 1 ، ص 213 )
( 3 ) قانون چاپ بولاق « رطوبات » دارد كه مناسب نبود ، لذا از نسخه آملى و جيلانى « رباطات » در ترجمه آورده شد .
( 4 ) رباط محيطى عبارتند از : دو نوار فيبرى طويل كه در تمام طول ستون مهرهها قدام و خلف قرار دارند و به همين مناسبت آنها را رباط عمومى مهرهها مىنامند . ( قرآن و دانش پزشكى ، دكتر سيد عباس ملائك ، ص 216 )