تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قانون در طب ( فارسى ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
4 . هرگاه خواسته شود هر لايه‌اى از لايه‌هاى عضو ، اختصاص به انجام فعلى يابد ( و لايه ديگر فعلى ديگر ) و آن دو فعل هر يك از مزاجى مخالف با مزاج فعل ديگر به وجود آيد ، بنا بر اين جدا كردن بين آن دو فعل ، اقدامى شايسته است ، مانند معده كه در آن نيروى حسى ( براى احساس گرسنگى ) خواسته مىباشد ، و آن از عضوى عصب گونه ناشى مىشود ( و عصب مزاجى سرد و خشك دارد ) و براى معده ، فعل گوارش نيز خواسته مىباشد و آن از عضوى گوشت گونه ناشى مىشود ( و گوشت مزاجى گرم وتر دارد ) لذا براى تحقق هر يك از اين دو فعل ( يعنى حس و گوارش كه از دو مزاج متضاد حادث مىگردند ) لايه‌اى جداگانه اختصاص داده شده است ، لايه‌اى از بافت عصبى براى نيروى حسى و لايه‌اى از بافت گوشتى براى گوارش كه لايه درونى ، عصبى تعبيه شده و لايه بيرونى ، گوشتى ، زيرا فعل گوارش را اين امكان هست كه با فرستادن نيرو به سوى مواد غذايى و بدون تماس نزديك با آنها انجام گردد ، ولى نيروى حس كننده يعنى حس بساوايى « 1 » را اين امكان نيست كه بدون لمس شىء محسوس تحقق پذيرد .

آخرين تقسيم درباره اعضاى بدن

و نيز مىگويم : مزاج بعضى از اعضاى بدن به مزاج خون نزديك مىباشد ، و خون در تغذيه آنها به تغييرات زياد ناچار نيست ، مانند : گوشت « 2 » و لذا در اثناى آن فضاهاى تو خالى تعبيه نگشته است تا غذا رسيده و براى مدتى در آنها انباشته شود سپس گوشت از آن تغذيه نمايد ، بنا بر اين غذا ( خون ) به محض ملاقات با گوشت بدان تبديل مىگردد . مزاج بعضى ديگر از اعضا ، به مزاج خون دور مىباشد و خون در تبديل شدن به آنها ناچار است تغييرات زيادى يابد تا به تدريج به گوهر آن عضو مشابهت پيدا نمايد ، مانند : استخوان و لذا در آفرينش آن يا يك فضاى تو خالى براى نگهدارى از غذا تا زمانى كه به هم جنس عضو تبديل گردد ، تعبيه شده مانند استخوان ساق و ساعد و يا فضاهاى پراكنده
هامش
( 1 ) بر خلاف مثلًا حس بويايى كه تماس نزديك با مشموم ضرورت ندارد . ( 2 ) خون به گوشت شباهت زيادى دارد در مزاج ، رنگ ، و قوام لذا با ملاقات با گوشت به سرعت به آن استحاله مىيابد .