اما اعضاى در سينه ( احشاى فوقانى ) مانند : پرده حاجز ، « 1 » وريدها ، شريانها ، و ريه ، منشأ رويش پردههاى آنها غشاى آسترى دندهها ( پرده جنب ) مىباشد . اما آنچه در شكم ( احشاى تحتانى ) از اعضا و رگها قرار دارد ، منشأ رويش پردههاى آنها پرده صفاق « 2 » آسترى عضلات شكم مىباشد . « 3 »
اعضاى ليفى بدن و چگونگى حركت آنها
همه اعضاى گوشتى بدن يا از بافتى ليفى ( رشتهاى ) برخوردار مىباشند ، « 4 » مانند : گوشت در عضلات ، و يا در آن ، رشتهاى وجود ندارد ، « 5 » مانند : كبد و هيچ حركتى از سوى اندام ( رشتهاى ) انجام نمىگردد مگر به كمك رشته ، اما حركتهاى ارادى ( مثلًا حركت دست ) به سبب رشته عضلات آن عضو و حركتهاى طبيعى بدن ( غير ارادى ) مانند : حركت رحم ، « 6 » و رگها يا حركتهاى تركيبى ( از ارادى و غير ارادى ) مانند : حركت بلعيدن غذا ، به كمك شكلهاى خاصى از رشته « 7 » تحقق مىپذيرد ، از قبيل رشته دراز ، رشته عريض ، و
هامش
( 1 ) لايه نازكى كه از غضروف خنجرى ( انتهاى جناغ ) به سمت مهرههاى سينه در پشت كشيده مىشود بدان حجاب حاجز اطلاق مىشود زيرا بين اندام تنفسى و اندام گوارشى حايل مىگردد ، مؤلف مفرّح القلوب ، ص 119 مىگويد : « اين حجاب حاجز را جمهور ديافرغما نامند . . . و بعضى حجاب حاجز را از عضله مىشمارند » ولى آملى شارح قانون بين حجاب حاجز و ديافراگم تمايز قايل است و مىگويد : از پرده دندهاى ( جنب ) دو پرده منشأ مىگيرد : 1 . پرده حجاب حاجز كه تعريف آن گفته شد ؛ 2 . پرده ديگرى كه از ترقوه به سمت غضروف خنجرى پايين مىآيد و سينه را به دو نيمه تقسيم مىنمايد و در قدام به استخوان جناغ پيوند مىخورد سپس از آنجا به صورت دو نيمه اندكى نزول مىيابد و آن فاصله بيشتر مىگردد تا قلب را در برگرفته سپس اين دو نيمه در پشت به مهرههاى سينه متصل مىشوند ، اين پرده افراغما ناميده مىشود ( شرح آملى ، ج 1 ، ص 185 ) .
( 2 ) صفاق ، پردهاى مفروش بر شكم از بالا متصل به پرده حاجز بوده و تا استخوان عانه در لگن امتداد مىيابد و از دو طرف نيز به عضلات پهلو متصل مىباشد اين پرده در ابتدا ضخيم و تا به استخوان عانه مىرسد نازك مىگردد ، در خلاصه آناتومى اسنل به هر دو لايه جدارى و لايه احشايى صفاق اطلاق مىشود كه در اين بيان جدا بوده و يكى محل رويش براى ديگرى تصوّر گرديده است .
( 3 ) اين نظريه طبيبان مىباشد كه پردههاى احشايى از دو پرده ( جنب و صفاق ) رويش مىيابند ، ولى برخى معتقدند كه اين پردهها صرفاً به اين مبادى متصل مىباشند ؛ مانند : اتصال اعضا به يكديگر .
( 4 ) يعنى بافت آشكار آن از جنس رشته و ليف مىباشد .
( 5 ) يعنى بافت آشكار آن از جنس رشته نمىباشد .
( 6 ) حركت رحم در جذب منى و امساك آن و دفع جنين از خود مىباشد .
( 7 ) رشتههاى منسوج در اعضا ، نسبت به هيئت عضو سه گونه مىباشند . 1 . رشته دراز ( طويل ) ، كه به صورت موازى با محور عضو مىباشد . 2 - رشته عريض ، كه در عرض محور عضو قرار دارد . 3 . رشته مايل ( پَر شكل ) كه نسبت به محور عضو مورّب و كج مىباشد .