رشته مايل بنا بر اين براى عمل جذب از بافت رشتهاى دراز و براى عمل دفع از
بافت رشتهاى عريض كه فشارآور است ، و براى عمل نگهدارى از بافت رشتهاى مايل استفاده مىگردد .
( اينك به چگونگى قرار گرفتن رشتهها در اعضا اشاره مىشود ) اعضاى يك
لايه بدن ، مانند وريدها ، هر سه نوع از رشته ( مانند تار و پود ) در يك ديگر بافته
شدهاند « 1 » ليكن اعضاى دو لايه بدن ، رشته عريض در لايه بيرونى « 2 » و دو رشته دراز
و مايل ، در لايه درونى عضو ، نسج يافتهاند با اين تفاوت كه رشته دراز نسبت به
رشته مايل به سطح داخلى عضو ، نزديكتر مىباشد ، « 3 » اين چنين آفريده گرديده تا
رشته جذب ( دراز ) و رشته دفع ( عريض ) با هم « 4 » قرار نگيرند « 5 » بلكه رشته جذب
( دراز ) و رشته امساك ( مايل ) براى با هم بودن ، سزاوارند « 6 » به استثناى رودهها « 7 » ، زيرا
در رودهها نياز چندانى به نگه دارى احساس نمىشود ، بلكه به عمل جذب و دفع
نياز مىباشد .
هامش
( 1 ) تا اين كه به كمك يكديگر در عين نازك بودن استحكام بسيارى داشته باشد .
( 2 ) زيرا رشته عريض براى عمل دفع است و آن با فشار دادن از خارج تحقق مىيابد .
( 3 ) زيرا عمل جذب كه توسط رشته دراز انجام مىشود به نيروى بيشترى نياز دارد لذا رشته دراز هر قدر نزديكتر و آشكارتر باشد توانمندتر عمل مىنمايد .
( 4 ) در نسخه بولاق « مقابل . . . » مىباشد كه نادرست است لذا از نسخه تهران و شرح جيلانى استفاده شده كه « معا بل . . . » بود .
( 5 ) زيرا بين رشته دراز ( براى جذب ) با رشته عريض ( براى دفع ) تضاد وجود دارد لذا يكى ( عريض ) در لايه بيرونى و ديگرى ( دراز ) در لايه درونى قرار داده شدهاند .
( 6 ) زيرا علاوه بر عدم تضاد بين آن دو ، رشته دراز در عمل جذب پيوسته به رشته مايل براى نگهدارى اجزاى جذب شده ، نياز دارد .
( 7 ) استثنا از اين است كه گفته شد ، « در اعضاى دو لايه رشته عريض در لايه بيرونى و دو رشته دراز و مايل در لايه درونى قرار داده شده » زيرا رودهها به دليل احتياج به عمل دفع و جذب ، رشته عريض و دراز در لايه درونى و رشته مايل در لايه بيرونى تعبيه گرديده است .
در اين كلام مناقشه نمودهاند ، زيرا در تشريح رودهها مىآيد هر دو لايه آن از رشته عريض بافته گرديده ، چنان كه مؤلف كامل الصناعه مىگويد : رودهها از دو لايه سرشته شده كه هر دو لايه از رشته عريض و دايرهاى ( حلقوى ) به وجود آمدهاند . ( شرح آملى ، ص 189 )