تقسيم اعضاى عصب گونه بدن « 1 »
و نيز مىگوييم : اندام عصب گونه بدن « 2 » كه حاوى چيزهاى بيگانه با بافت خويش مىباشند « 3 » پارهاى از آنها يك لايه « 4 » و پارهاى ديگر دو لايه « 5 » مىباشند .
اينك به ( حكمت ) و فوايد دو لايه آفريده شدن پارهاى از اين اعضا اشاره مىشود :
1 . رعايت دقت و احتياط در استحكام بخشى به عضو تا به سبب حركت شديد محتواى آن ، دچار شكاف نگردد ، مانند : شريانها ؛
2 . رعايت احتياط در نگه دارى از محتواى درون عضو تا ( ماده لطيف ) تحليل نرود يا ( ماده غليظ ) بيرون ريخته نگردد ، اما احتمال تحليل پذيرى به دليل نازكى آن در صورتى كه يك لايه باشد ، و احتمال بيرون ريخته شدن به دليل پاره شدن ( و ناتوانى در مقابل حجم محتوا ) و اين ماده نگه دارى شده در عضو مثل روح ( هوا ) و خون انباشته در شريانها كه نهايت احتياط در صيانت از آن و جلوگيرى از اتلاف آن ضرورى مىباشد ، زيرا روح با تحليل و خون با پارگى و خروج ، تباه مىگردند و در آن خطر بزرگى براى بدن مىباشد ؛
3 . هرگاه عضوى در انجام دو فعل دفع و جذب ( يعنى دو فعل متضاد ) ناچار به حركتى توانمند باشد براى تحقق هر يك از آن دو فعل ، نياز به ابزارى جداگانه دارد ، درست مانند : معده و رودهها « 6 » ؛
هامش
( 1 ) اين تقسيم درباره اعضاى دو لايه و فوايد آن مىباشد و شامل اعضاى مركب دو لايه ، مانند : معده نيز مىباشد .
( 2 ) به اين اعضا ، عصب گفته نمىشود ، بلكه در اصطلاح « عصبانى » اطلاق مىگردد به لحاظ شباهتى كه به اعصاب دارند ، و اين تقسيم شامل عصب نمىباشد ، زيرا عصبها ( به استثناى دو عصب ) تو خالى نمىباشند و لذا حاوى چيزى نمىتواند باشد و روح نفسانى در حقيقت در آن نفوذ مىنمايد ، همانند نفوذ شعاع خورشيد در آب .
( 3 ) مانند : وريدها كه حاوى جسم بيگانهاى چون خون مىباشند ، و اعضاى عصب گونهاى كه حاوى جسم شبيه به بافت خود هستند ، مانند پردهها ، مشمول اين تقسيم نمىباشند .
( 4 ) مانند وريدها به جز وريد شريانى كه به خاطر صيانت از غذاى قلب دو لايه مىباشد .
( 5 ) مانند شريانها كه دو لايه مىباشد به جز شريان وريدى كه به خاطر آسيب نرساندن به ريه يك لايه مىباشد .
( 6 ) زيرا در صورت اشتراك در يك ابزار با اثرگذارى بر فعل يكديگر باعث خنثى شدن آن مىگردند ؛ لذا از دو لايه آفريده شد تا مثلًا معده ، فعل جذب آن توسط رشتههاى دراز در بافت لايه درونى ، و فعل دفع توسط رشتههاى عريض در بافت لايه بيرونى ، انجام پذيرد .