گفتار نخست : استخوانها و آن شامل سى فصل مىباشد .
فصل اول : گفتارى عمومى درباره استخوانها و بندگاهها « 1 »
مىگوييم : « 2 »
1 . پارهاى از استخوانها نسبت به بدن ، چون پايه مىباشند كه بنياد بدن بر آن استوار است مانند ستون فقرات كه شالودهاى است تا بدن بر آن تكيه داده است ، چنان كه كشتى بر چوبى كه در ابتدا ، وسط كشتى به طول قرار داده شده ، بنا مىگردد ؛
2 . پارهاى از استخوانها براى بدن چون سپر و حفاظ مىباشند مانند : استخوان جاندانه « 3 » ؛
3 . پارهاى از استخوانها چون اسلحه در برابر آسيب و ضربه از بدن دفاع مىكنند مانند : استخوانهايى كه خارا ( سناسن ) خوانده مىشوند و چون خار بر مهرههاى پشت قرار دارند « 4 » ؛
4 . پارهاى از استخوانهاى بسيار ريزِ پركنندة جاهاى خالى مفاصل ، « 5 » مانند : استخوانهاى ريز كنجدى « 6 » كه بين مفاصل انگشتان ( سُلاميات ) قرار دارند ؛
هامش
( 1 ) در كتاب كليات تشريح مفردات آمده و تشريح اعضاى مركب بدن به كتاب سوم و در ابتداى هر بيمارى موكول گرديده است .
در اين فصل ضمن تشريح استخوان ، مفاصل ( بندگاه ) نيز مورد بحث قرار مىگيرد ، زيرا مفاصل چيزى جداى از استخوان نمىباشد چنان كه در تعريف مفاصل مىگويند : محل اتصال طبيعى استخوانها و به عبارت ديگر محلى كه دو يا چند استخوان در كنار هم قرار مىگيرند ، لذا بحث مفاصل براى تمام بودن تشريح استخوان ، لازم مىباشد .
( 2 ) ابن سينا ( ره ) از تعريف استخوان و مفصل به لحاظ وضوح آن صرف نظر كرد و در اينجا آنها را به اعتبار منافعشان به پنج گونه تقسيم نمود .
( 3 ) مقصود استخوان كاسه سر مىباشد و استخوان جاندانه ( يافوخ در جلوى سر ) از باب تمثيل مىباشد .
( 4 ) زوايد خاردار بر ستون فقرات متوجه عقب مىباشند ، زيرا مىخواهند از آسيب به نخاع جلوگيرى كنند .
( 5 ) در مفاصل براى اين كه ساييدگى بين دو استخوان در اثر اصطكاك ، رخ ندهد از غضروف استفاده مىشود ولى در مفاصل بند انگشتان ، بدين منظور از استخوانهاى بسيار ريزى پر شده كه همانند ساچمه عمل كننده مىباشند و از اصطكاك جلوگيرى مىنمايند .
آملى شارح قانون ، ص 194 مىگويد : « قرشى وجود اين گونه استخوانها را در مفاصل انگشتان انكار نموده است » . و بايد به ديدگاه اهل تشريح اعتماد نمود .
( 6 ) سزاموئيد (SesamoidBone) .